cra

[ایالات متحده]/ˌsiː.ɑːrˈeɪ/
[بریتانیا]/ˌsiː.ɑːrˈeɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

abbr. فعالیت آزاد سازی پیچیده؛ منطقه بازیابی کاتالوگ؛ کورونا اولتریوریس؛ معاونت تحقیقات بالینی؛ سازمان درآمدهای کانادا؛ عروق رتینا مرکزی؛ قانون بازسازی جامعه
شکل‌های واژه
جمعcras

عبارات و ترکیب‌ها

crack a joke

یک جک گویی بزن

crazy about you

به تو عاشق هستم

craft a plan

یک برنامه بساز

crack of dawn

آغاز روز

crash the party

به جشن بپریز

crawl space

فضای زلزل

crank up volume

حجم را بالا ببر

crave attention

توجه را می‌خواهد

crash a car

ماشین را بپریز

cranky old man

زنگ‌زیبا سالمند

جملات نمونه

the pilot managed to perform a crash landing on the beach.

پیлот موفق به انجام فرود اضطراری روی ساحل شد.

the baby is just learning to crawl across the living room floor.

نوزاد تنها در حال یادگیری رزومه روی زمین اتاق نشیمن است.

after years of confinement, she began to crave freedom more than anything.

پس از سال‌هایی از محبوس بودن، او شروع به میل به آزادی بیشتر از هر چیز دیگری کرد.

everyone thought it was a crazy idea to climb the mountain in winter.

همه فکر می‌کردند که ایده‌ای سفید برای تسلیم کردن کوه در زمستان است.

the craft fair featured handmade jewelry and unique pottery items.

بازارچه دست‌ساز دکمه‌های دست‌ساز و محصولات سفالی منحصر به فرد را نمایش داد.

he received a crank call from an unknown number late at night.

او در شب به یک فراخوان از یک شماره ناشناخته پاسخ داد.

the police decided to crack down on illegal parking in the city center.

پلیس تصمیم گرفت که در مرکز شهر به پارکینگ غیرقانونی حمله کند.

she sang a gentle cradle song to put the baby to sleep.

او یک آهنگ لاله‌ای نرم برای خواباندن نوزاد خواند.

the detective finally managed to crack the code and solve the mystery.

دétektیو در نهایت موفق به شکستن کد و حل مystery شد.

he came up with a crafty plan to surprise his wife on her birthday.

او یک برنامه‌ریزی هوشمند برای شگفتی زن خود در روز تولدش ارائه کرد.

the stock market crash of 2008 affected millions of families worldwide.

سقوط بازار سهام سال 2008 خانواده‌های میلیون‌ها نفر در سراسر جهان را تحت تأثیر قرار داد.

after sitting for too long, his leg started to cramp up painfully.

پس از نشستن برای مدت زیادی، پا او به طور دردناکی سفت شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید