craned his neck
گردن خود را خم کرد
craned upwards
به بالا خم شد
craned over
خم شد و نگاه کرد
craned around
خم شد و نگاه کرد
craned eyes
چشمهایش را خم کرد
craned forward
به جلو خم شد
craned to see
خم شد تا ببیند
craned head
سرش را خم کرد
craned view
دید خم شده
the construction workers craned their necks to see the approaching helicopter.
کارگران ساختمانی گردنهای خود را بالا آوردند تا هلیکوپتر نزدیک شونده را ببینند.
she craned her head around the corner to peek inside the shop.
او سرش را دور گوشه چرخاند تا داخل مغازه نگاهی بیندازد.
he craned forward in his seat to hear the speaker better.
او برای شنیدن بهتر سخنران، به جلو خم شد.
the photographer craned the camera upwards to capture the sunset.
عکاس دوربین را به سمت بالا آورد تا غروب خورشید را ثبت کند.
the crane craned a massive steel beam into place on the building.
جرثقیل یک تیرچه فولادی بزرگ را در جای خود در ساختمان قرار داد.
we craned our eyes towards the sky, hoping to see a shooting star.
ما چشمان خود را به سمت آسمان دوختیم، امیدوار بودیم ستارهای دنبالهدار ببینیم.
the old house had craned timbers that were starting to rot.
خانه قدیمی تیرهای خمشدهای داشت که شروع به پوسیدگی کرده بودند.
the ship's mast craned precariously in the strong wind.
چراغ کشتی در باد شدید به طور خطرناکی خم شده بود.
the crane craned the container onto the flatbed truck.
جرثقیل ظرف را روی کامیون تخت گذاشت.
the tree craned over the fence, blocking the driveway.
درخت از روی حصار خم شده بود و ورودی پارکینگ را مسدود میکرد.
the crane craned the engine out of the damaged car.
جرثقیل موتور را از ماشین آسیبدیده بیرون آورد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید