craunched

[ایالات متحده]/krɔːnʧt/
[بریتانیا]/krɑːnʧt/

ترجمه

v. به طور صدا دار خرد کردن یا جویدن؛ با صدای خش خش راه رفتن
n. صدای خرد شده یا شکسته؛ عمل خرد کردن دندان

عبارات و ترکیب‌ها

craunched leaves

برگ‌های خرد شده

craunched noise

صدای خرد شدن

craunched candy

شیرینی خرد شده

craunched paper

مقوا خرد شده

craunched chips

چیپس خرد شده

craunched ice

یخ خرد شده

craunched fruit

میوه خرد شده

craunched shells

پوسته های خرد شده

craunched cookies

کیک خرد شده

craunched fabric

پارچه خرد شده

جملات نمونه

she craunched the leaves under her feet as she walked.

او برگ‌ها را زیر پای خود می‌خورد و راه می‌رفت.

the dog craunched on the bone happily.

سگ با خوشحالی استخوان را می‌خورد.

he craunched the paper into a ball and threw it away.

او کاغذ را به یک توپ تبدیل کرد و آن را دور انداخت.

they craunched through the snow on their hike.

آنها در حین پیاده‌روی از روی برف عبور کردند.

the kids craunched the candy wrappers as they opened them.

بچه‌ها در حالی که آن‌ها را باز می‌کردند، بسته‌بندی‌های آب‌نبات را می‌خوردند.

he craunched the chips loudly while watching tv.

او در حالی که تلویزیون تماشا می‌کرد، با صدای بلند چیپس‌ها را می‌خورد.

she craunched the ice in her drink.

او یخ را در نوشیدنی خود می‌خورد.

the sound of craunched gravel filled the air.

صدای سنگ‌ریزه خرد شده هوا را پر کرد.

as she walked, she craunched the twigs beneath her shoes.

در حالی که راه می‌رفت، شاخه‌های کوچک را زیر کفش‌هایش می‌خورد.

he craunched the toast before spreading the butter.

او قبل از مالیدن کره، نان تست را می‌خورد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید