| جمع | craws |
craw fish
لاک پشت خزنده
craw dad
خزیدن
craw out
بیرون خزیدن
craw space
فضای خزنده
craw up
بالا رفتن
craw hole
سوراخ خزنده
craw back
بازگشت خزنده
craw noise
سر و صدا خزنده
craw fishery
صید خزنده
craw line
خط خزنده
he felt a lump in his craw after the argument.
او پس از بحث، یک توده در گلویش احساس کرد.
the food got stuck in my craw.
غذا در گلویم گیر کرد.
she couldn't shake the feeling that something was stuck in her craw.
او نتوانست احساس کند که چیزی در گلویش گیر کرده است.
his words stuck in my craw for days.
کلماتش برای چند روز در گلویم ماند.
it's hard to swallow what he said; it really got under my craw.
سخت است که آنچه او گفت را ببلعد؛ واقعاً در گلویم گیر کرد.
she had a craw full of resentment.
او گلوئی پر از کینه داشت.
his attitude really got in my craw.
حرفش واقعاً در گلویم گیر کرد.
don't let it get stuck in your craw; just let it go.
اجازه ندهید در گلویتان گیر کند؛ فقط آن را رها کنید.
that comment really crawled under my skin.
آن نظر واقعاً زیر پوست من رفت.
she felt a craw of anger rising inside her.
او احساس کرد که خشم در گلویش در حال افزایش است.
craw fish
لاک پشت خزنده
craw dad
خزیدن
craw out
بیرون خزیدن
craw space
فضای خزنده
craw up
بالا رفتن
craw hole
سوراخ خزنده
craw back
بازگشت خزنده
craw noise
سر و صدا خزنده
craw fishery
صید خزنده
craw line
خط خزنده
he felt a lump in his craw after the argument.
او پس از بحث، یک توده در گلویش احساس کرد.
the food got stuck in my craw.
غذا در گلویم گیر کرد.
she couldn't shake the feeling that something was stuck in her craw.
او نتوانست احساس کند که چیزی در گلویش گیر کرده است.
his words stuck in my craw for days.
کلماتش برای چند روز در گلویم ماند.
it's hard to swallow what he said; it really got under my craw.
سخت است که آنچه او گفت را ببلعد؛ واقعاً در گلویم گیر کرد.
she had a craw full of resentment.
او گلوئی پر از کینه داشت.
his attitude really got in my craw.
حرفش واقعاً در گلویم گیر کرد.
don't let it get stuck in your craw; just let it go.
اجازه ندهید در گلویتان گیر کند؛ فقط آن را رها کنید.
that comment really crawled under my skin.
آن نظر واقعاً زیر پوست من رفت.
she felt a craw of anger rising inside her.
او احساس کرد که خشم در گلویش در حال افزایش است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید