crazies

[ایالات متحده]/ˈkreɪziz/
[بریتانیا]/ˈkreɪziz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افرادی که دیوانه یا عجیب و غریب در نظر گرفته می‌شوند؛ افراطیون یا رادیکال‌های سیاسی

عبارات و ترکیب‌ها

crazy crazies

دیوانه‌ها دیوانه‌اند

crazies unite

دیوانه‌ها متحد شوند

crazies everywhere

دیوانه‌ها همه جا هستند

crazies out

دیوانه‌ها بیرون

wild crazies

دیوانه‌های وحشی

crazies talk

دیوانه‌ها صحبت می‌کنند

crazies rule

دیوانه‌ها حکومت می‌کنند

happy crazies

دیوانه‌های خوشحال

crazies laugh

دیوانه‌ها می‌خندند

crazies party

دیوانه‌ها مهمانی می‌کنند

جملات نمونه

the crazies in the crowd started chanting.

دیوانه‌ها در میان جمعیت شروع به فریاد زدن کردند.

some people think the crazies are just misunderstood.

بعضی از مردم فکر می‌کنند که دیوانه‌ها فقط سوء تفاهم شده‌اند.

the crazies came out during the festival.

دیوانه‌ها در طول جشنواره ظاهر شدند.

in a world full of crazies, it's hard to stay sane.

در دنیایی پر از دیوانه‌ها، حفظ عقل سلیم سخت است.

he always attracts the crazies at parties.

او همیشه دیوانه‌ها را در مهمانی‌ها جذب می‌کند.

they say the crazies have the best ideas.

می‌گویند دیوانه‌ها بهترین ایده‌ها را دارند.

she laughed at the crazies who danced in the street.

او به دیوانه‌هایی که در خیابان می‌رقصیدند خندید.

the crazies often have a unique perspective on life.

دیوانه‌ها اغلب دیدگاه منحصربه‌فردی نسبت به زندگی دارند.

it's a show full of crazies and wild performances.

این یک نمایش پر از دیوانه‌ها و اجراهای وحشی است.

the crazies in his stories always bring laughter.

دیوانه‌های داستان‌های او همیشه خنده به ارمغان می‌آورند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید