criminated

[ایالات متحده]/ˈkrɪmɪneɪtɪd/
[بریتانیا]/ˈkrɪmɪneɪtəd/

ترجمه

vt. اعلام کسی به عنوان گناهکار در یک جرم

عبارات و ترکیب‌ها

criminated behavior

رفتار مجرمانه

criminated actions

اقدامات مجرمانه

criminated individual

شخص مجرم

criminated group

گروه مجرم

criminated evidence

دلایل مجرمانه

criminated motive

انگیزه مجرمانه

criminated suspect

مشتبه مجرم

criminated conduct

رفتار مجرمانه

criminated case

موارد مجرمانه

criminated testimony

شهادت مجرمانه

جملات نمونه

he felt that he was criminated by the evidence presented.

او احساس می‌کرد که با توجه به مدارک ارائه شده، متهم شده است.

the lawyer argued that the witness criminated his client unfairly.

وکیل استدلال کرد که شاهد به طور ناعادلانه موکل او را متهم کرده است.

she was worried that her statement might criminated her friends.

او نگران بود که اظهاراتش ممکن است دوستانش را متهم کند.

the report criminated several officials involved in the scandal.

گزارش چند مقام مسئول را که در رسوایی دخیل بودند، متهم کرد.

many believed the media criminated the suspect without proper evidence.

بسیاری معتقد بودند که رسانه ها بدون مدرک کافی، مظنون را متهم کردند.

his actions criminated him in the eyes of the public.

اقدامات او باعث شد که در نظر افکار عمومی متهم شود.

the investigation revealed that he was criminated by false accusations.

تحقیقات نشان داد که او به دلیل اتهامات نادرست متهم شده است.

being criminated is a serious matter in any legal system.

متهم شدن موضوعی جدی در هر سیستم حقوقی است.

the defendant claimed that he was criminated due to a misunderstanding.

متهم ادعا کرد که به دلیل سوء تفاهم متهم شده است.

she was criminated for her involvement in the illegal activities.

او به دلیل مشارکت در فعالیت های غیرقانونی متهم شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید