| صفت یا فعل حال استمراری | crosscutting |
| شکل سوم شخص مفرد | crosscuts |
| جمع | crosscuts |
| قسمت سوم فعل | crosscut |
| زمان گذشته | crosscut |
crosscut saw
اره عرضی
crosscut blade
تیغه اره عرضی
crosscut log
تکه چوب بریده شده
crosscut technique
تکنیک برش عرضی
crosscut section
بخش برش عرضی
crosscut pattern
الگوی برش عرضی
crosscut file
ملحفه برش عرضی
crosscut analysis
تجزیه و تحلیل برش عرضی
crosscut method
روش برش عرضی
crosscut design
طراحی برش عرضی
the carpenter decided to crosscut the wood for better fit.
نجار تصمیم گرفت برای تناسب بهتر چوب را به صورت عرضی برش دهد.
we need to crosscut the logs before stacking them.
ما باید قبل از چیدن آنها، لاگ ها را به صورت عرضی برش دهیم.
he used a saw to crosscut the pieces smoothly.
او از اره برای برش دادن قطعات به صورت صاف و عرضی استفاده کرد.
crosscutting can save time in the woodworking process.
برش عرضی می تواند در فرآیند نجاری در زمان صرفه جویی کند.
make sure to crosscut the fabric accurately for the project.
مطمئن شوید که برای پروژه پارچه را به طور دقیق به صورت عرضی برش دهید.
he learned how to crosscut different types of materials.
او یاد گرفت که چگونه مواد مختلف را به صورت عرضی برش دهد.
the crosscut technique is essential for efficient cutting.
تکنیک برش عرضی برای برش کارآمد ضروری است.
crosscut saws are ideal for cutting across the grain.
اره های برش عرضی برای برش در خلاف جهت الیاف ایده آل هستند.
he demonstrated how to crosscut the metal sheet safely.
او نحوه برش ایمن ورق فلز را نشان داد.
we should crosscut the schedule to meet the deadline.
ما باید برنامه را به صورت عرضی برش دهیم تا مهلت مقرر را رعایت کنیم.
crosscut saw
اره عرضی
crosscut blade
تیغه اره عرضی
crosscut log
تکه چوب بریده شده
crosscut technique
تکنیک برش عرضی
crosscut section
بخش برش عرضی
crosscut pattern
الگوی برش عرضی
crosscut file
ملحفه برش عرضی
crosscut analysis
تجزیه و تحلیل برش عرضی
crosscut method
روش برش عرضی
crosscut design
طراحی برش عرضی
the carpenter decided to crosscut the wood for better fit.
نجار تصمیم گرفت برای تناسب بهتر چوب را به صورت عرضی برش دهد.
we need to crosscut the logs before stacking them.
ما باید قبل از چیدن آنها، لاگ ها را به صورت عرضی برش دهیم.
he used a saw to crosscut the pieces smoothly.
او از اره برای برش دادن قطعات به صورت صاف و عرضی استفاده کرد.
crosscutting can save time in the woodworking process.
برش عرضی می تواند در فرآیند نجاری در زمان صرفه جویی کند.
make sure to crosscut the fabric accurately for the project.
مطمئن شوید که برای پروژه پارچه را به طور دقیق به صورت عرضی برش دهید.
he learned how to crosscut different types of materials.
او یاد گرفت که چگونه مواد مختلف را به صورت عرضی برش دهد.
the crosscut technique is essential for efficient cutting.
تکنیک برش عرضی برای برش کارآمد ضروری است.
crosscut saws are ideal for cutting across the grain.
اره های برش عرضی برای برش در خلاف جهت الیاف ایده آل هستند.
he demonstrated how to crosscut the metal sheet safely.
او نحوه برش ایمن ورق فلز را نشان داد.
we should crosscut the schedule to meet the deadline.
ما باید برنامه را به صورت عرضی برش دهیم تا مهلت مقرر را رعایت کنیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید