| جمع | crossens |
the project will crossen the divide between art and science.
این پروژه میان هنر و علم را پشت سر هم قرار خواهد داد.
such inconsistencies only crossen the legal complications.
چنین ناسازگاریها فقط مسائل قانونی را پشت سر هم قرار میدهند.
we must find a solution to crossen the current difficulties.
ما باید راهحلی برای پشت سر گذاشتن مشکلات فعلی پیدا کنیم.
the board decided to crossen the scope of the investigation.
هیئت تصمیم گرفت که دامنه تحقیق را پشت سر هم قرار دهد.
her novels crossen the mystery and romance genres.
رومانهای او میان جنسیتهای راز و عاشقانه را پشت سر هم قرار میدهد.
improper wiring could crossen live circuits.
سیم کشی نامناسب ممکن است مدارهای زنده را پشت سر هم قرار دهد.
these new rules will crossen the gap between theory and practice.
این قوانین جدید میان نظریه و عمل را پشت سر هم قرار خواهند داد.
blind loyalty might crossen the man's sense of judgment.
ولایتطلبی کورا ممکن است حس قضاوت مرد را پشت سر هم قرار دهد.
many hybrid cars crossen electricity with gas power.
بسیاری از خودروهای هیبریدی برق را با قدرت گازی پشت سر هم قرار میدهند.
looking directly at the sun will crossen the vision.
نگاه مستقیم به خورشید ممکن است دید را پشت سر هم قرار دهد.
such nonsense could crossen the mind of a child.
چنین بیمعنیها ممکن است ذهن یک کودک را پشت سر هم قرار دهد.
the project will crossen the divide between art and science.
این پروژه میان هنر و علم را پشت سر هم قرار خواهد داد.
such inconsistencies only crossen the legal complications.
چنین ناسازگاریها فقط مسائل قانونی را پشت سر هم قرار میدهند.
we must find a solution to crossen the current difficulties.
ما باید راهحلی برای پشت سر گذاشتن مشکلات فعلی پیدا کنیم.
the board decided to crossen the scope of the investigation.
هیئت تصمیم گرفت که دامنه تحقیق را پشت سر هم قرار دهد.
her novels crossen the mystery and romance genres.
رومانهای او میان جنسیتهای راز و عاشقانه را پشت سر هم قرار میدهد.
improper wiring could crossen live circuits.
سیم کشی نامناسب ممکن است مدارهای زنده را پشت سر هم قرار دهد.
these new rules will crossen the gap between theory and practice.
این قوانین جدید میان نظریه و عمل را پشت سر هم قرار خواهند داد.
blind loyalty might crossen the man's sense of judgment.
ولایتطلبی کورا ممکن است حس قضاوت مرد را پشت سر هم قرار دهد.
many hybrid cars crossen electricity with gas power.
بسیاری از خودروهای هیبریدی برق را با قدرت گازی پشت سر هم قرار میدهند.
looking directly at the sun will crossen the vision.
نگاه مستقیم به خورشید ممکن است دید را پشت سر هم قرار دهد.
such nonsense could crossen the mind of a child.
چنین بیمعنیها ممکن است ذهن یک کودک را پشت سر هم قرار دهد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید