crosstalk

[ایالات متحده]/ˈkrɒstɔːk/
[بریتانیا]/ˈkrɔːstɔk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تداخل در یک سیستم ارتباطی؛ کپلینگ سیگنال ناخواسته؛ صحبت کردن یا گفتگو بیش از حد
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

crosstalk analysis

تجزیه و تحلیل تداخل متقابل

crosstalk interference

تداخل تداخل متقابل

crosstalk prevention

جلوگیری از تداخل متقابل

crosstalk reduction

کاهش تداخل متقابل

crosstalk measurement

اندازه گیری تداخل متقابل

crosstalk effects

اثرات تداخل متقابل

crosstalk simulation

شبیه سازی تداخل متقابل

crosstalk levels

سطوح تداخل متقابل

crosstalk issues

مشکلات تداخل متقابل

crosstalk sources

منابع تداخل متقابل

جملات نمونه

his crosstalk performance was hilarious.

اجرای گفتگویش بسیار خنده‌دار بود.

we enjoyed the crosstalk show last night.

ما از نمایش گفتگویشان دیشب لذت بردیم.

crosstalk can be a great way to learn about culture.

گفتگو می‌تواند راهی عالی برای یادگیری درباره فرهنگ باشد.

the crosstalk artist used clever wordplay.

هنرمند گفتگو از بازی‌های زبانی هوشمندانه استفاده کرد.

crosstalk often includes social commentary.

گفتگو اغلب شامل تفسیرهای اجتماعی می‌شود.

she is famous for her crosstalk routines.

او به خاطر برنامه‌های گفتگویشان مشهور است.

crosstalk requires good timing and delivery.

گفتگو به زمان‌بندی و ارائه خوب نیاز دارد.

they practiced crosstalk together for months.

آنها برای ماه‌ها با هم گفتگو را تمرین کردند.

his crosstalk made the audience burst into laughter.

گفتگوی او باعث شد که مخاطبان از خنده منفجر شوند.

crosstalk is a popular form of entertainment in china.

گفتگو یک شکل محبوب سرگرمی در چین است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید