| جمع | crosstalks |
crosstalk analysis
تجزیه و تحلیل تداخل متقابل
crosstalk interference
تداخل تداخل متقابل
crosstalk prevention
جلوگیری از تداخل متقابل
crosstalk reduction
کاهش تداخل متقابل
crosstalk measurement
اندازه گیری تداخل متقابل
crosstalk effects
اثرات تداخل متقابل
crosstalk simulation
شبیه سازی تداخل متقابل
crosstalk levels
سطوح تداخل متقابل
crosstalk issues
مشکلات تداخل متقابل
crosstalk sources
منابع تداخل متقابل
his crosstalk performance was hilarious.
اجرای گفتگویش بسیار خندهدار بود.
we enjoyed the crosstalk show last night.
ما از نمایش گفتگویشان دیشب لذت بردیم.
crosstalk can be a great way to learn about culture.
گفتگو میتواند راهی عالی برای یادگیری درباره فرهنگ باشد.
the crosstalk artist used clever wordplay.
هنرمند گفتگو از بازیهای زبانی هوشمندانه استفاده کرد.
crosstalk often includes social commentary.
گفتگو اغلب شامل تفسیرهای اجتماعی میشود.
she is famous for her crosstalk routines.
او به خاطر برنامههای گفتگویشان مشهور است.
crosstalk requires good timing and delivery.
گفتگو به زمانبندی و ارائه خوب نیاز دارد.
they practiced crosstalk together for months.
آنها برای ماهها با هم گفتگو را تمرین کردند.
his crosstalk made the audience burst into laughter.
گفتگوی او باعث شد که مخاطبان از خنده منفجر شوند.
crosstalk is a popular form of entertainment in china.
گفتگو یک شکل محبوب سرگرمی در چین است.
crosstalk analysis
تجزیه و تحلیل تداخل متقابل
crosstalk interference
تداخل تداخل متقابل
crosstalk prevention
جلوگیری از تداخل متقابل
crosstalk reduction
کاهش تداخل متقابل
crosstalk measurement
اندازه گیری تداخل متقابل
crosstalk effects
اثرات تداخل متقابل
crosstalk simulation
شبیه سازی تداخل متقابل
crosstalk levels
سطوح تداخل متقابل
crosstalk issues
مشکلات تداخل متقابل
crosstalk sources
منابع تداخل متقابل
his crosstalk performance was hilarious.
اجرای گفتگویش بسیار خندهدار بود.
we enjoyed the crosstalk show last night.
ما از نمایش گفتگویشان دیشب لذت بردیم.
crosstalk can be a great way to learn about culture.
گفتگو میتواند راهی عالی برای یادگیری درباره فرهنگ باشد.
the crosstalk artist used clever wordplay.
هنرمند گفتگو از بازیهای زبانی هوشمندانه استفاده کرد.
crosstalk often includes social commentary.
گفتگو اغلب شامل تفسیرهای اجتماعی میشود.
she is famous for her crosstalk routines.
او به خاطر برنامههای گفتگویشان مشهور است.
crosstalk requires good timing and delivery.
گفتگو به زمانبندی و ارائه خوب نیاز دارد.
they practiced crosstalk together for months.
آنها برای ماهها با هم گفتگو را تمرین کردند.
his crosstalk made the audience burst into laughter.
گفتگوی او باعث شد که مخاطبان از خنده منفجر شوند.
crosstalk is a popular form of entertainment in china.
گفتگو یک شکل محبوب سرگرمی در چین است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید