crosswinds

[ایالات متحده]/ˈkrɒsˌwɪndz/
[بریتانیا]/ˈkrɔsˌwɪndz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بادهایی که در مسیر سفر مورد نظر می‌وزند

عبارات و ترکیب‌ها

crosswinds ahead

باد مخالف در پیش است

crosswinds warning

هشدار باد مخالف

crosswinds effect

اثرات باد مخالف

crosswinds challenge

چالش باد مخالف

crosswinds landing

فرود با باد مخالف

crosswinds conditions

شرایط باد مخالف

crosswinds navigation

ناوبری با باد مخالف

crosswinds adjustment

تنظیمات باد مخالف

crosswinds flight

پرواز با باد مخالف

crosswinds strategy

استراتژی باد مخالف

جملات نمونه

the pilot skillfully navigated through the crosswinds.

خلبان به طرز ماهرانه ای از میان باد مخالف عبور کرد.

crosswinds can make landing more challenging for pilots.

باد مخالف می تواند فرود را برای خلبانان چالش برانگیزتر کند.

we experienced strong crosswinds during our hike.

ما در طول پیاده روی خود باد مخالف شدیدی را تجربه کردیم.

the boat struggled against the crosswinds on the lake.

قایق در برابر باد مخالف در دریا دست و پا می‌زد.

crosswinds can affect the accuracy of long-distance shots.

باد مخالف می تواند دقت شلیک های طولانی را تحت تاثیر قرار دهد.

he had to adjust his sails to counter the crosswinds.

او مجبور شد تا باد مخالف را خنثی کند، بادبان های خود را تنظیم کند.

the race was delayed due to dangerous crosswinds.

به دلیل باد مخالف خطرناک، مسابقه به تعویق افتاد.

crosswinds are a common challenge for drone operators.

باد مخالف یک چالش رایج برای اپراتورهای پهپاد است.

she learned to read the crosswinds while flying.

او در حین پرواز یاد گرفت که باد مخالف را بخواند.

crosswinds can change direction suddenly, making flying tricky.

باد مخالف می تواند به طور ناگهانی تغییر جهت دهد و پرواز را مشکل کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید