cupsful

[ایالات متحده]/[ˈkʌpsfʊl]/
[بریتانیا]/[ˈkʌpsfʊl]/

ترجمه

n. یک مقدار برابر با ظرفیت یک یا چند فنجان.
adj. حاوی یا اندازه‌گیری فنجان.

عبارات و ترکیب‌ها

cupsful of tea

فنجان پر از چای

cupsful of coffee

فنجان پر از قهوه

cupsful of broth

فنجان پر از شوربو

pouring cupsful

فنجان پر کردن

several cupsful

چند فنجان پر

cupsful remain

فنجان پر باقی مانده

cupsful needed

فنجان پر نیاز است

cupsful measured

فنجان پر اندازه گیری شده

cupsful added

فنجان پر اضافه شده

cupsful gone

فنجان پر گذشته

جملات نمونه

she poured several cupsful of hot chocolate into the mugs.

او چند فنجان چای گرم را در فنجان‌ها ریخت.

the recipe called for three cupsful of flour.

فرمول نیاز به سه فنجان گوشت داشت.

he drank two cupsful of coffee before leaving for work.

او قبل از رفتن به کار دو فنجان قهوه نوشید.

the bucket held at least five cupsful of water.

کوزه حداقل پنج فنجان آب را در خود جای داد.

i added four cupsful of broth to the soup.

من چهار فنجان مرق را به گوشت اضافه کردم.

the measuring cup showed exactly two cupsful of sugar.

فنجان اندازه‌گیری دقیقاً دو فنجان قند را نشان داد.

she collected many cupsful of rainwater in the barrel.

او در گالن زیادی از آب باران جمع‌آوری کرد.

the container held six cupsful of ice cream.

ظرف شش فنجان آیس کريم را در خود جای داد.

he mixed two cupsful of paint with the base color.

او دو فنجان رنگ را با رنگ پایه مخلوط کرد.

the pot needed at least ten cupsful of stock.

پودر حداقل ده فنجان مرق نیاز داشت.

she used five cupsful of chopped nuts in the recipe.

او در فرمول پنج فنجان گردو کرته استفاده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید