cutlas sword
شمشیر کاتلاس
cutlas style
سبک کاتلاس
cutlas blade
تیغه کاتلاس
cutlas fight
درگیری با کاتلاس
cutlas grip
گ Grip کاتلاس
cutlas edge
لبه کاتلاس
cutlas attack
حمله با کاتلاس
cutlas duel
دوئل کاتلاس
cutlas master
استاد کاتلاس
cutlas design
طراحی کاتلاس
he drew his cutlass during the pirate attack.
او خلال حمله دزدان دریایی، خنجرش را بیرون کشید.
the captain ordered the crew to sharpen their cutlasses.
کاپیتان دستور داد خدمه شمشیرهای خود را تیز کنند.
she admired the intricate designs on the cutlass.
او طراحی های پیچیده روی خنجر را تحسین کرد.
the cutlass is a symbol of naval warfare.
خنجر نماد جنگ دریایی است.
he fought bravely with his cutlass in hand.
او با شمشیر در دست، با شجاعت جنگید.
the museum displayed an ancient cutlass.
موزه یک خنجر باستانی را به نمایش گذاشت.
during the reenactment, actors wielded cutlasses.
در طول بازسازی، بازیگران از خنجرها استفاده کردند.
she learned how to properly handle a cutlass.
او یاد گرفت که چگونه به درستی از خنجر استفاده کند.
the cutlass was essential for the sailors' defense.
خنجر برای دفاع از دریانوردان ضروری بود.
he kept his cutlass close at hand for protection.
او برای محافظت، خنجرش را همیشه در دسترس نگه داشت.
cutlas sword
شمشیر کاتلاس
cutlas style
سبک کاتلاس
cutlas blade
تیغه کاتلاس
cutlas fight
درگیری با کاتلاس
cutlas grip
گ Grip کاتلاس
cutlas edge
لبه کاتلاس
cutlas attack
حمله با کاتلاس
cutlas duel
دوئل کاتلاس
cutlas master
استاد کاتلاس
cutlas design
طراحی کاتلاس
he drew his cutlass during the pirate attack.
او خلال حمله دزدان دریایی، خنجرش را بیرون کشید.
the captain ordered the crew to sharpen their cutlasses.
کاپیتان دستور داد خدمه شمشیرهای خود را تیز کنند.
she admired the intricate designs on the cutlass.
او طراحی های پیچیده روی خنجر را تحسین کرد.
the cutlass is a symbol of naval warfare.
خنجر نماد جنگ دریایی است.
he fought bravely with his cutlass in hand.
او با شمشیر در دست، با شجاعت جنگید.
the museum displayed an ancient cutlass.
موزه یک خنجر باستانی را به نمایش گذاشت.
during the reenactment, actors wielded cutlasses.
در طول بازسازی، بازیگران از خنجرها استفاده کردند.
she learned how to properly handle a cutlass.
او یاد گرفت که چگونه به درستی از خنجر استفاده کند.
the cutlass was essential for the sailors' defense.
خنجر برای دفاع از دریانوردان ضروری بود.
he kept his cutlass close at hand for protection.
او برای محافظت، خنجرش را همیشه در دسترس نگه داشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید