daftest

[ایالات متحده]/[ˈdæfɪst]/
[بریتانیا]/[ˈdæfɪst]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. احمقانه‌ترین یا مضحک‌ترین؛ به طرز فوق العاده احمقانه یا فاقد هوش.
adv. به روشی که بیش از حد احمقانه یا مضحک باشد.

عبارات و ترکیب‌ها

daftest idea

ایدهٔ احمقانه

the daftest thing

احمقانه ترین چیز

being daftest

داشتن بیشترین حماقت

daftest ever

احمقانه ترین تا به حال

so daft

خیلی احمقانه

daftest one

احمقانه ترین

find daftest

پیدا کردن احمقانه ترین

daftest question

سوال احمقانه

was daftest

بیشترین حماقت

daftest joke

جک احمقانه

جملات نمونه

he's got to be the daftest person i've ever met.

او باید احمق‌ترین فردی باشد که تا به حال ملاقات کرده‌ام.

what a daftest idea! it will never work.

چه فکر احمقانه ای! هرگز جواب نمی دهد.

the daftest question i've heard in ages was, "is the sky green?"

احمقانه ترین سوالی که در طول سال ها شنیده ام این بود: "آیا آسمان سبز است؟"

don't be daftest; think before you act.

احمقانه نباشید؛ قبل از عمل فکر کنید.

that's the daftest thing i've seen all day.

احمقانه ترین چیزی است که امروز دیده ام.

she made the daftest mistake imaginable.

او یک اشتباه غیرقابل تصور احمقانه مرتکب شد.

he's being daftest than usual today.

او امروز از همیشه احمق تر است.

it was the daftest plan they could come up with.

این احمقانه ترین برنامه ای بود که توانستند ارائه دهند.

i thought it was a daftest joke i'd ever heard.

فکر کردم احمقانه ترین جوکی است که تا به حال شنیده ام.

the daftest thing is that he believed it.

احمقانه ترین این است که او به آن باور داشت.

she asked the daftest question possible.

او احمقانه ترین سوال ممکن را پرسید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید