daftest idea
ایدهٔ احمقانه
the daftest thing
احمقانه ترین چیز
being daftest
داشتن بیشترین حماقت
daftest ever
احمقانه ترین تا به حال
so daft
خیلی احمقانه
daftest one
احمقانه ترین
find daftest
پیدا کردن احمقانه ترین
daftest question
سوال احمقانه
was daftest
بیشترین حماقت
daftest joke
جک احمقانه
he's got to be the daftest person i've ever met.
او باید احمقترین فردی باشد که تا به حال ملاقات کردهام.
what a daftest idea! it will never work.
چه فکر احمقانه ای! هرگز جواب نمی دهد.
the daftest question i've heard in ages was, "is the sky green?"
احمقانه ترین سوالی که در طول سال ها شنیده ام این بود: "آیا آسمان سبز است؟"
don't be daftest; think before you act.
احمقانه نباشید؛ قبل از عمل فکر کنید.
that's the daftest thing i've seen all day.
احمقانه ترین چیزی است که امروز دیده ام.
she made the daftest mistake imaginable.
او یک اشتباه غیرقابل تصور احمقانه مرتکب شد.
he's being daftest than usual today.
او امروز از همیشه احمق تر است.
it was the daftest plan they could come up with.
این احمقانه ترین برنامه ای بود که توانستند ارائه دهند.
i thought it was a daftest joke i'd ever heard.
فکر کردم احمقانه ترین جوکی است که تا به حال شنیده ام.
the daftest thing is that he believed it.
احمقانه ترین این است که او به آن باور داشت.
she asked the daftest question possible.
او احمقانه ترین سوال ممکن را پرسید.
daftest idea
ایدهٔ احمقانه
the daftest thing
احمقانه ترین چیز
being daftest
داشتن بیشترین حماقت
daftest ever
احمقانه ترین تا به حال
so daft
خیلی احمقانه
daftest one
احمقانه ترین
find daftest
پیدا کردن احمقانه ترین
daftest question
سوال احمقانه
was daftest
بیشترین حماقت
daftest joke
جک احمقانه
he's got to be the daftest person i've ever met.
او باید احمقترین فردی باشد که تا به حال ملاقات کردهام.
what a daftest idea! it will never work.
چه فکر احمقانه ای! هرگز جواب نمی دهد.
the daftest question i've heard in ages was, "is the sky green?"
احمقانه ترین سوالی که در طول سال ها شنیده ام این بود: "آیا آسمان سبز است؟"
don't be daftest; think before you act.
احمقانه نباشید؛ قبل از عمل فکر کنید.
that's the daftest thing i've seen all day.
احمقانه ترین چیزی است که امروز دیده ام.
she made the daftest mistake imaginable.
او یک اشتباه غیرقابل تصور احمقانه مرتکب شد.
he's being daftest than usual today.
او امروز از همیشه احمق تر است.
it was the daftest plan they could come up with.
این احمقانه ترین برنامه ای بود که توانستند ارائه دهند.
i thought it was a daftest joke i'd ever heard.
فکر کردم احمقانه ترین جوکی است که تا به حال شنیده ام.
the daftest thing is that he believed it.
احمقانه ترین این است که او به آن باور داشت.
she asked the daftest question possible.
او احمقانه ترین سوال ممکن را پرسید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید