dared

[ایالات متحده]/[ˈdeər]/
[بریتانیا]/[ˈdeər]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. (گذشته فعل dare) به چالش کشیدن کسی برای انجام دادن کاری خطرناک یا دشوار؛ شجاع بودن برای انجام دادن کاری؛ جسور یا دلیر بودن؛ به خطر کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

dared to dream

Persian_translation

dared not speak

Persian_translation

dared me to

Persian_translation

dared say that

Persian_translation

dared to jump

Persian_translation

dared challenge him

Persian_translation

dared ask why

Persian_translation

dared not move

Persian_translation

dared to try

Persian_translation

dared suggest it

Persian_translation

جملات نمونه

he dared to jump off the high dive, despite his fear.

او با وجود ترسش، از شیرجه‌ای بلند پرید.

did you dare to ask your boss for a raise?

آیا جرات پرسیدن حقوق بیشتر از رئیس خود را داشتید؟

she dared not speak her mind in the meeting.

او جرات نکرد در جلسه نظر خود را بیان کند.

i dared him to swim across the lake.

من از او خواستم تا از میان دریاچه شنا کند.

they dared to challenge the established order.

آنها جرات به چالش کشیدن نظم موجود را داشتند.

he dared me to climb the old oak tree.

او از من خواست تا درخت بلوط قدیمی را بالا بروم.

she dared to dream of a better future.

او جرات داشت از آینده‌ای بهتر رویای ببیند.

no one dared to disagree with the ceo.

هیچ کس جرات نداشت با مدیرعامل مخالفت کند.

he dared to defy the rules and regulations.

او جرات داشت قوانین و مقررات را نادیده بگیرد.

she dared to leave her job and start a business.

او جرات داشت شغل خود را ترک کند و کسب و کار راه اندازی کند.

they dared to explore the uncharted territory.

آنها جرات داشتند قلمروهای اکتشاف نشده را کاوش کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید