debuckle the belt
کمربند را باز کن
debuckled jacket
کتی که کمربندش باز شده است
quickly debuckle
سریع کمربند را باز کن
debuckle it
آن را باز کن
debuckled buttons
گوشههای باز شده
he debuckled
او کمربندش را باز کرد
debuckle first
اول کمربند را باز کن
debuckle these
اینها را باز کن
debuckle and go
کمربند را باز کن و برو
we need to debuckle the safety harness before we can move the patient.
قبل از جابه جایی بیمار باید حزه ایمنی را باز کنیم.
the old buckle was difficult to debuckle, even with pliers.
باز کردن چرخ قدیمی حتی با میخکهای گوگر نیز دشوار بود.
she carefully debuckled her daughter's coat to check for warmth.
او با دقت چرخ کشکت دخترش را باز کرد تا گرمی را بررسی کند.
he quickly debuckled his backpack to grab his water bottle.
او به سرعت چرخ کیف پشتی خود را باز کرد تا لیوان آب خود را بگیرد.
the manufacturer redesigned the buckle to be easier to debuckle.
تولید کننده چرخ را به گونه ای باز طراحی کرد که باز کردن آن آسانتر شود.
make sure you debuckle the straps before folding the luggage.
قبل از پرتاب کردن لوازم سفر، مطمئن شوید چرخها را باز کردهاید.
the child struggled to debuckle his own shoes.
کودک با باز کردن چرخ کفش خود دشواری داشت.
it's important to debuckle the seatbelt after the flight.
پس از پرواز، باز کردن کمربند ایمنی اهمیت دارد.
he used a small tool to debuckle the stubborn clasp.
او یک ابزار کوچک را برای باز کردن چرخ چسبنده استفاده کرد.
she demonstrated how to quickly debuckle the climbing harness.
او نشان داد که چگونه به سرعت چرخ حزه بالا رفتن را باز کنید.
the damaged buckle was impossible to debuckle without cutting it.
باز کردن چرخ آسیب دیده بدون قطع آن غیرممکن بود.
debuckle the belt
کمربند را باز کن
debuckled jacket
کتی که کمربندش باز شده است
quickly debuckle
سریع کمربند را باز کن
debuckle it
آن را باز کن
debuckled buttons
گوشههای باز شده
he debuckled
او کمربندش را باز کرد
debuckle first
اول کمربند را باز کن
debuckle these
اینها را باز کن
debuckle and go
کمربند را باز کن و برو
we need to debuckle the safety harness before we can move the patient.
قبل از جابه جایی بیمار باید حزه ایمنی را باز کنیم.
the old buckle was difficult to debuckle, even with pliers.
باز کردن چرخ قدیمی حتی با میخکهای گوگر نیز دشوار بود.
she carefully debuckled her daughter's coat to check for warmth.
او با دقت چرخ کشکت دخترش را باز کرد تا گرمی را بررسی کند.
he quickly debuckled his backpack to grab his water bottle.
او به سرعت چرخ کیف پشتی خود را باز کرد تا لیوان آب خود را بگیرد.
the manufacturer redesigned the buckle to be easier to debuckle.
تولید کننده چرخ را به گونه ای باز طراحی کرد که باز کردن آن آسانتر شود.
make sure you debuckle the straps before folding the luggage.
قبل از پرتاب کردن لوازم سفر، مطمئن شوید چرخها را باز کردهاید.
the child struggled to debuckle his own shoes.
کودک با باز کردن چرخ کفش خود دشواری داشت.
it's important to debuckle the seatbelt after the flight.
پس از پرواز، باز کردن کمربند ایمنی اهمیت دارد.
he used a small tool to debuckle the stubborn clasp.
او یک ابزار کوچک را برای باز کردن چرخ چسبنده استفاده کرد.
she demonstrated how to quickly debuckle the climbing harness.
او نشان داد که چگونه به سرعت چرخ حزه بالا رفتن را باز کنید.
the damaged buckle was impossible to debuckle without cutting it.
باز کردن چرخ آسیب دیده بدون قطع آن غیرممکن بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید