declaratively

[ایالات متحده]/[ˈdɪklərətlɪ]/
[بریتانیا]/[ˈdɪklərətlɪ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به روشی اعلامی؛ با بیان حقایق یا نظرات بدون استدلال؛ به روشی که بیان یک واقعیت یا نظر را نشان می‌دهد؛ به روشی که بر آنچه باید باشد تمرکز دارد، نه اینکه چگونه آن را به دست آوریم.

عبارات و ترکیب‌ها

declaratively stated

بیان‌شده به صورت اعلامی

declaratively coding

کدنویسی به صورت اعلامی

declaratively defined

تعریف‌شده به صورت اعلامی

declaratively expressed

بیان‌شده به صورت اعلامی

declaratively setting

تنظیم‌شده به صورت اعلامی

declaratively using

استفاده به صورت اعلامی

declaratively written

نوشته‌شده به صورت اعلامی

declaratively implemented

پیاده‌سازی‌شده به صورت اعلامی

declaratively building

ساخته‌شده به صورت اعلامی

declaratively specifying

مشخص‌سازی‌شده به صورت اعلامی

جملات نمونه

she declared her love for him declaratively, without any hesitation.

او عشق خود را به طور آشکار و بدون هیچ تردیدی برای او ابراز کرد.

the company presented its financial results declaratively to the shareholders.

شرکت نتایج مالی خود را به طور آشکار برای سهامداران ارائه کرد.

he stated his position declaratively during the debate, clearly outlining his views.

او موضع خود را در طول بحث به طور آشکار بیان کرد و به وضوح نظرات خود را شرح داد.

the judge ruled declaratively on the admissibility of the evidence.

قاضی در مورد پذیرش مدارک به طور آشکار رأی داد.

the contract explicitly states the terms declaratively for both parties.

قرارداد به طور صریح شرایط را به طور آشکار برای هر دو طرف بیان می‌کند.

the witness testified declaratively about what they had seen.

شهود به طور آشکار در مورد آنچه دیده بود شهادت داد.

the politician declared his intentions declaratively to the public.

سیاستمدار به طور آشکار نیات خود را به اطلاع عموم رساند.

the software's error messages are presented declaratively to the user.

پیام‌های خطای نرم‌افزار به طور آشکار به کاربر ارائه می‌شوند.

the instructions were written declaratively, leaving no room for ambiguity.

دستورالعمل‌ها به طور آشکار نوشته شده بودند و جای هیچ ابهامی باقی نمی‌گذاشتند.

the report presented the findings declaratively, supported by data and analysis.

گزارش یافته‌ها را به طور آشکار ارائه کرد و از داده‌ها و تحلیل پشتیبانی می‌شد.

the agreement was formalized and declared declaratively in a public ceremony.

توافق‌نامه رسمیت یافت و به طور آشکار در یک مراسم عمومی اعلام شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید