dejectedness

[ایالات متحده]/[dɪˈdʒektɪdnəs]/
[بریتانیا]/[dɪˈdʒektɪdnəs]/

ترجمه

n. احساس ناامیدی و غمگینی؛ حالت بودن ناامید.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

feeling dejectedness

احساس ناامیدی

overcoming dejectedness

پیروز شدن بر ناامیدی

filled with dejectedness

پر از ناامیدی

experiencing dejectedness

تجربه ناامیدی

showed dejectedness

ناامیدی نشان داد

avoiding dejectedness

پرهیز از ناامیدی

sense of dejectedness

احساس ناامیدی

deep dejectedness

ناامیدی عمیق

masked dejectedness

ناامیدی مخفي

despite dejectedness

با وجود ناامیدی

جملات نمونه

she felt a profound dejectedness after failing the exam.

او پس از ناکام شدن در امتحان، احساس ناامیدی عمیقی کرد.

the team’s dejectedness was palpable after the loss.

ناامیدی تیم پس از بازی بازنده بود.

he tried to mask his dejectedness with a forced smile.

او سعی کرد با یک لبخند مصنوعی ناامیدی خود را پنهان کند.

the project’s cancellation only deepened her dejectedness.

لغو پروژه فقط ناامیدی او را بیشتر کرد.

a sense of dejectedness settled over the crowd.

احساس ناامیدی بر جمعیت فراشده بود.

despite the setback, he refused to succumb to dejectedness.

با وجود پیچیدگی، او مایل به ناامید شدن نبود.

the news report highlighted the widespread dejectedness among the residents.

گزارش خبری ناامیدی گسترده میان ساکنین را تاکید کرد.

his dejectedness was evident in his slumped shoulders and downcast eyes.

ناامیدی او در پایین بودن پشت و چشمان پایین او آشکار بود.

the constant criticism fueled her feelings of dejectedness.

انتقاد مداوم احساس ناامیدی او را تقویت کرد.

he struggled to overcome the dejectedness that followed the rejection.

او سعی کرد ناامیدی که پس از پذیرش اتفاق افتاده بود را غلبه کند.

the dejectedness of the situation was overwhelming.

ناامیدی این وضعیت غلبه کننده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید