denominate

[ایالات متحده]/dɪˈnɒmɪneɪt/
[بریتانیا]/dɪˈnɑːmɪneɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. نامگذاری، عنوان
Word Forms
شکل سوم شخص مفردdenominates
قسمت سوم فعلdenominated
زمان گذشتهdenominated
صفت یا فعل حال استمراریdenominating
جمعdenominates

عبارات و ترکیب‌ها

denominate currency

اسناد پول

denominate amount

اسناد مبلغ

جملات نمونه

the borrowings were denominated in US dollars.

وام‌ها به دلار آمریکا نام‌گذاری شدند.

securities that are denominated in dollars or yen.

سهام با ارز دلار یا ین

securities that are denominated in dollars

سهام با ارز دلار

baptize; brand; call; characterize; christen; define; denominate; depict; describe; determine; distinguish; establish; fix;

تعمید؛ علامت‌گذاری؛ صدا زدن؛ مشخص کردن؛ نام‌گذاری؛ تعریف کردن؛ نام‌گذاری کردن؛ به تصویر کشیدن؛ شرح دادن؛ تعیین کردن؛ تمایز قائل شدن؛ ایجاد کردن؛ ثابت کردن;

It composed mainly of serpentinized and epidotization marble.It was formed by regional and contact metamorphism.The Lantian Jade is denominated serpentinized and epidotized dolomite quartz marble.

این ماده عمدتاً از سنگ مرمر مارپیچ و اپیدوت تشکیل شده است. این ماده در اثر دگرگونی ناحیه ای و تماسی شکل گرفته است. زمرد لانتین دارای سنگ مرمر کوارتز دولومیتی مارپیچ و اپیدوت است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید