deplume a bird
بیرنگ کردن پرنده
deplume the feathers
بیرنگ کردن پرها
deplume the chicken
بیرنگ کردن مرغ
deplume the duck
بیرنگ کردن اردک
deplume for art
بیرنگ کردن برای هنر
deplume the quill
بیرنگ کردن قلم
deplume the goose
بیرنگ کردن غاز
deplume a peacock
بیرنگ کردن طاووس
deplume the parrot
بیرنگ کردن طوطی
deplume for fashion
بیرنگ کردن برای مد
he decided to deplume the bird before cooking it.
او تصمیم گرفت قبل از پختن آن پرنده را از پر درآورد.
she watched the chef deplume the duck with great skill.
او آشپز را با مهارت زیاد در حال از پر درآوردن اردک دید.
to prepare for the feast, they needed to deplume several chickens.
برای آماده شدن برای جشن، آنها به از پر درآوردن چند مرغ نیاز داشتند.
the farmer taught his son how to properly deplume the geese.
کشاورز به پسرش آموزش داد که چگونه اردک ها را به درستی از پر درآورد.
before the festival, they will need to deplume the turkeys.
قبل از جشنواره، آنها به از پر درآوردن بوقلمون ها نیاز خواهند داشت.
after the hunt, they will deplume the game birds for dinner.
بعد از شکار، آنها پرندگان شکار شده را برای شام از پر درآورده و آماده خواهند کرد.
he learned to deplume the quail quickly and efficiently.
او یاد گرفت که به سرعت و به طور موثر کبک را از پر درآورد.
they gathered to deplume the ducks for the upcoming celebration.
آنها برای جشن آینده گرد هم آمدند تا اردک ها را از پر درآورند.
the process to deplume a bird requires careful handling.
فرآیند از پر درآوردن یک پرنده نیاز به مراقبت دارد.
it is important to know how to properly deplume for cooking.
دانستن نحوه از پر درآوردن مناسب برای پخت و پز مهم است.
deplume a bird
بیرنگ کردن پرنده
deplume the feathers
بیرنگ کردن پرها
deplume the chicken
بیرنگ کردن مرغ
deplume the duck
بیرنگ کردن اردک
deplume for art
بیرنگ کردن برای هنر
deplume the quill
بیرنگ کردن قلم
deplume the goose
بیرنگ کردن غاز
deplume a peacock
بیرنگ کردن طاووس
deplume the parrot
بیرنگ کردن طوطی
deplume for fashion
بیرنگ کردن برای مد
he decided to deplume the bird before cooking it.
او تصمیم گرفت قبل از پختن آن پرنده را از پر درآورد.
she watched the chef deplume the duck with great skill.
او آشپز را با مهارت زیاد در حال از پر درآوردن اردک دید.
to prepare for the feast, they needed to deplume several chickens.
برای آماده شدن برای جشن، آنها به از پر درآوردن چند مرغ نیاز داشتند.
the farmer taught his son how to properly deplume the geese.
کشاورز به پسرش آموزش داد که چگونه اردک ها را به درستی از پر درآورد.
before the festival, they will need to deplume the turkeys.
قبل از جشنواره، آنها به از پر درآوردن بوقلمون ها نیاز خواهند داشت.
after the hunt, they will deplume the game birds for dinner.
بعد از شکار، آنها پرندگان شکار شده را برای شام از پر درآورده و آماده خواهند کرد.
he learned to deplume the quail quickly and efficiently.
او یاد گرفت که به سرعت و به طور موثر کبک را از پر درآورد.
they gathered to deplume the ducks for the upcoming celebration.
آنها برای جشن آینده گرد هم آمدند تا اردک ها را از پر درآورند.
the process to deplume a bird requires careful handling.
فرآیند از پر درآوردن یک پرنده نیاز به مراقبت دارد.
it is important to know how to properly deplume for cooking.
دانستن نحوه از پر درآوردن مناسب برای پخت و پز مهم است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید