desorb

[ایالات متحده]/dɪˈzɔːb/
[بریتانیا]/dɪˈzɔrb/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. آزاد کردن چیزی که جذب شده است؛ حذف از جذب
Word Forms
شکل سوم شخص مفردdesorbs
صفت یا فعل حال استمراریdesorbing
زمان گذشتهdesorbed
قسمت سوم فعلdesorbed

عبارات و ترکیب‌ها

desorb gas

گاز جداشدن

desorb molecules

جدا شدن مولکول‌ها

desorb contaminants

جدا شدن آلاینده‌ها

desorb particles

جدا شدن ذرات

desorb energy

جدا شدن انرژی

desorb surface

جدا شدن سطح

desorb heat

جدا شدن گرما

desorb liquid

جدا شدن مایع

desorb ions

جدا شدن یون‌ها

desorb adsorbate

جدا شدن مواد جذب شده

جملات نمونه

the molecules can desorb from the surface when heated.

مولکول‌ها می‌توانند هنگام گرم شدن از سطح جدا شوند.

we need to desorb the contaminants from the filter.

ما باید مواد آلاینده را از فیلتر جدا کنیم.

desorb the gas to analyze its composition.

گاز را جدا کنید تا ترکیب آن را تجزیه و تحلیل کنید.

the process will desorb the adsorbed particles efficiently.

این فرآیند به طور موثر ذرات جذب شده را جدا خواهد کرد.

to improve performance, we must desorb excess moisture.

برای بهبود عملکرد، باید رطوبت اضافی را جدا کنیم.

desorb the chemicals to study their effects on the environment.

مواد شیمیایی را جدا کنید تا اثرات آنها بر محیط زیست را مطالعه کنید.

the experiment aims to desorb the dye from the fabric.

این آزمایش برای جدا کردن رنگ از پارچه است.

heat can help desorb the unwanted substances.

گرما می تواند به جدا کردن مواد ناخواسته کمک کند.

we need to desorb the analytes for accurate measurement.

ما باید آنالیت ها را برای اندازه گیری دقیق جدا کنیم.

the system can desorb the trapped gases effectively.

این سیستم می تواند گازهای به دام افتاده را به طور موثر جدا کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید