destructed

[ایالات متحده]/dɪ'strʌkt/
[بریتانیا]/dɪ'strʌkt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. آسیب عمدی ایجاد کردن
n. آسیب عمدی یا برنامه‌ریزی شده
vi. به عمد آسیب رساندن

جملات نمونه

the self-destruct button. .

دکمه خود تخریب.

the tape would automatically self-destruct after twenty minutes.

نوار پس از بیست دقیقه به طور خودکار از بین می‌رود.

he had ordered him to go for the destruct button.

او به او دستور داده بود که به سمت دکمه تخریب برود.

Feodal porter Ma Babei never reconciles to failure and buys off workers at first and then makes destruct insanely.

پورتر فئودال ما بابهی هرگز با شکست آشتی نمی‌کند و ابتدا کارگران را تطمیع می‌کند و سپس به طور دیوانه‌وار تخریب می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید