detainer

[ایالات متحده]/dɪˈteɪnə/
[بریتانیا]/dɪˈteɪnər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسی که بازداشت می‌کند یا نگه می‌دارد؛ دستوری برای ادامه بازداشت؛ کسی که جلوگیری می‌کند یا مانع می‌شود؛ کسی که به طور غیرقانونی نگه می‌دارد

عبارات و ترکیب‌ها

detainer order

دستور بازداشت

detainer request

درخواست بازداشت

detainer warrant

اجازه بازداشت

detainer hold

نگهداری بازداشت

detainer status

وضعیت بازداشت

detainer release

آزادی از بازداشت

detainer facility

امکانات بازداشت

detainer case

موارد بازداشت

detainer agreement

توافقنامه بازداشت

detainer process

فرآیند بازداشت

جملات نمونه

the police issued a detainer for the suspect.

پلیس یک دستور بازداشت برای مظنون صادر کرد.

the court approved the detainer request.

دادگاه درخواست بازداشت را تایید کرد.

she was held under a detainer for further questioning.

او به دلیل بازجویی بیشتر تحت بازداشت نگهداری شد.

the detainer was lifted after he posted bail.

پس از اینکه او وثیقه پرداخت کرد، دستور بازداشت لغو شد.

the immigration detainer was issued due to his status.

به دلیل وضعیت او، دستور بازداشت مهاجرتی صادر شد.

he faced a detainer from the federal authorities.

او با دستور بازداشت از مقامات فدرال روبرو شد.

the detainer process can be complex and lengthy.

فرآیند بازداشت می تواند پیچیده و طولانی باشد.

she appealed the detainer decision in court.

او تصمیم بازداشت را در دادگاه مورد شکایت قرار داد.

they placed a detainer on his property as part of the investigation.

آنها به عنوان بخشی از تحقیقات، یک دستور بازداشت بر روی اموال او قرار دادند.

understanding the detainer laws is crucial for lawyers.

درک قوانین بازداشت برای وکلا بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید