devisal

[ایالات متحده]/dɪˈvaɪzəl/
[بریتانیا]/dɪˈvaɪzəl/

ترجمه

n. عمل طراحی یا برنامه‌ریزی؛ یک طرح یا طراحی
شکل‌های واژه
جمعdevisals

عبارات و ترکیب‌ها

devisal process

فرآیند ارزی

devisal report

گزارش ارزی

devisal meeting

جلسه ارزی

devisal criteria

معیارهای ارزی

devisal team

تیم ارزی

devisal method

روش ارزی

devisal strategy

استراتژی ارزی

devisal framework

چارچوب ارزی

devisal guidelines

دستورالعمل‌های ارزی

devisal analysis

تجزیه و تحلیل ارزی

جملات نمونه

his devisal of the project was impressive.

طرح او برای پروژه بسیار چشمگیر بود.

the devisal process took longer than expected.

فرآیند طراحی بیشتر از حد انتظار طول کشید.

she was praised for her clever devisal of the marketing strategy.

او به خاطر طراحی خلاقانه استراتژی بازاریابی مورد تحسین قرار گرفت.

we need a better devisal to meet the client's needs.

ما به یک طراحی بهتر برای پاسخگویی به نیازهای مشتری نیاز داریم.

the devisal of the new software was a team effort.

طراحی نرم افزار جدید یک تلاش تیمی بود.

his devisal included innovative solutions.

طرح او شامل راه حل های نوآورانه بود.

they discussed the devisal in the meeting.

آنها طراحی را در جلسه مورد بحث قرار دادند.

the devisal must adhere to the budget constraints.

طراحی باید با محدودیت های بودجه مطابقت داشته باشد.

her devisal was recognized at the annual conference.

طراحی او در کنفرانس سالانه مورد توجه قرار گرفت.

he focused on the devisal of user-friendly features.

او بر طراحی ویژگی های کاربرپسند تمرکز کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید