| جمع | devisals |
devisal process
فرآیند ارزی
devisal report
گزارش ارزی
devisal meeting
جلسه ارزی
devisal criteria
معیارهای ارزی
devisal team
تیم ارزی
devisal method
روش ارزی
devisal strategy
استراتژی ارزی
devisal framework
چارچوب ارزی
devisal guidelines
دستورالعملهای ارزی
devisal analysis
تجزیه و تحلیل ارزی
his devisal of the project was impressive.
طرح او برای پروژه بسیار چشمگیر بود.
the devisal process took longer than expected.
فرآیند طراحی بیشتر از حد انتظار طول کشید.
she was praised for her clever devisal of the marketing strategy.
او به خاطر طراحی خلاقانه استراتژی بازاریابی مورد تحسین قرار گرفت.
we need a better devisal to meet the client's needs.
ما به یک طراحی بهتر برای پاسخگویی به نیازهای مشتری نیاز داریم.
the devisal of the new software was a team effort.
طراحی نرم افزار جدید یک تلاش تیمی بود.
his devisal included innovative solutions.
طرح او شامل راه حل های نوآورانه بود.
they discussed the devisal in the meeting.
آنها طراحی را در جلسه مورد بحث قرار دادند.
the devisal must adhere to the budget constraints.
طراحی باید با محدودیت های بودجه مطابقت داشته باشد.
her devisal was recognized at the annual conference.
طراحی او در کنفرانس سالانه مورد توجه قرار گرفت.
he focused on the devisal of user-friendly features.
او بر طراحی ویژگی های کاربرپسند تمرکز کرد.
devisal process
فرآیند ارزی
devisal report
گزارش ارزی
devisal meeting
جلسه ارزی
devisal criteria
معیارهای ارزی
devisal team
تیم ارزی
devisal method
روش ارزی
devisal strategy
استراتژی ارزی
devisal framework
چارچوب ارزی
devisal guidelines
دستورالعملهای ارزی
devisal analysis
تجزیه و تحلیل ارزی
his devisal of the project was impressive.
طرح او برای پروژه بسیار چشمگیر بود.
the devisal process took longer than expected.
فرآیند طراحی بیشتر از حد انتظار طول کشید.
she was praised for her clever devisal of the marketing strategy.
او به خاطر طراحی خلاقانه استراتژی بازاریابی مورد تحسین قرار گرفت.
we need a better devisal to meet the client's needs.
ما به یک طراحی بهتر برای پاسخگویی به نیازهای مشتری نیاز داریم.
the devisal of the new software was a team effort.
طراحی نرم افزار جدید یک تلاش تیمی بود.
his devisal included innovative solutions.
طرح او شامل راه حل های نوآورانه بود.
they discussed the devisal in the meeting.
آنها طراحی را در جلسه مورد بحث قرار دادند.
the devisal must adhere to the budget constraints.
طراحی باید با محدودیت های بودجه مطابقت داشته باشد.
her devisal was recognized at the annual conference.
طراحی او در کنفرانس سالانه مورد توجه قرار گرفت.
he focused on the devisal of user-friendly features.
او بر طراحی ویژگی های کاربرپسند تمرکز کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید