diked

[ایالات متحده]/daɪkt/
[بریتانیا]/daɪkt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک بانک یا مانع ساخته شده برای نگه داشتن آب؛ یک موانع یا دفاع؛ (بریتانیا) یک خندق؛ (Dike) یک نام خانوادگی
v. ساختن یک دایک یا تخلیه آب

عبارات و ترکیب‌ها

diked area

منطقه بند شده

diked land

زمین بند شده

diked pond

گودال بند شده

diked embankment

باندگاه بند شده

diked field

زمین کشاورزی بند شده

diked river

رودخانه بند شده

diked marsh

تالاب بند شده

diked wetlands

مناطق ساحلی بند شده

diked shore

حاشیه بند شده

diked basin

حوضچه بند شده

جملات نمونه

the farmers diked the fields to prevent flooding.

کشاورزان برای جلوگیری از سیل، زمین‌ها را بند کردند.

after the storm, they diked the riverbanks for safety.

بعد از طوفان، آن‌ها برای ایمنی، حاشیه رودخانه را بند کردند.

the city diked the coastal areas to protect against rising sea levels.

شهر مناطق ساحلی را برای محافظت در برابر افزایش سطح دریاها، بند کرد.

they diked the area around the lake to control water levels.

آن‌ها منطقه اطراف دریاچه را برای کنترل سطح آب، بند کردند.

the government diked the wetlands to improve drainage.

دولت برای بهبود زهکشی، مناطق ساحلی را بند کرد.

during the construction, they diked the site to manage runoff.

در طول ساخت و ساز، آن‌ها سایت را برای مدیریت روان آب، بند کردند.

the old town was diked to protect it from the river's overflow.

شهر قدیمی برای محافظت از آن در برابر سرریز رودخانه، بند شد.

they diked the agricultural land to ensure crops were not washed away.

آن‌ها زمین‌های کشاورزی را بند کردند تا مطمئن شوند که محصولات شسته نمی‌شوند.

after heavy rains, the community diked the vulnerable areas.

بعد از باران‌های شدید، جامعه مناطق آسیب‌پذیر را بند کرد.

the engineers diked the construction site to prevent water damage.

مهندسان سایت ساخت و ساز را برای جلوگیری از آسیب آب، بند کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید