dilatantly

[ایالات متحده]//daɪˈleɪtəntli//
[بریتانیا]//daɪˈleɪtəntli//

ترجمه

adv. به روشی کشدار؛ به گونه‌ای که تحت فشار یا نیروی برشی منبسط یا غلیظ می‌شود (اشاره به سیالات غیرنیوتنی یا مواد).

جملات نمونه

the material fractured dilatantly under high stress conditions.

مواد در شرایط فشار بالا به صورت گشادگویی ترک خورد.

the alloy behaves dilatantly when subjected to elevated temperatures.

آلیاژ در برابر دمای بالا به صورت گشادگویی رفتار می‌کند.

the polymer exhibits dilatantly flow characteristics under shear stress.

پلیمر دارای ویژگی‌های جریان گشادگویی تحت تنش برشی است.

the metal cracks dilatantly during the cooling process.

فلز در طول فرآیند خنک شدن به صورت گشادگویی ترک می‌خورد.

the compound expands dilatantly at high temperatures.

ترکیب در دمای بالا به صورت گشادگویی منبسط می‌شود.

the substance deforms dilatantly under external pressure.

ماده تحت فشار خارجی به صورت گشادگویی تغییر شکل می‌دهد.

the crystal structure changes dilatantly during phase transition.

ساختار کریستالی در طول تغییر فاز به صورت گشادگویی تغییر می‌کند.

the material responds dilatantly to thermal cycling conditions.

ماده به طور گشادگویی به شرایط چرخه حرارتی پاسخ می‌دهد.

the specimen strains dilatantly under mechanical load.

نمونه تحت بار مکانیکی به صورت گشادگویی تغییر شکل می‌دهد.

the concrete shows dilatantly cracking patterns under stress.

بتن الگوهای ترک خوردن گشادگویی را تحت فشار نشان می‌دهد.

the material shears dilatantly under applied force.

ماده تحت نیروی اعمال شده به صورت گشادگویی برشی می‌شود.

the substance contracts dilatantly when cooled rapidly.

ماده هنگام سرد شدن سریع به صورت گشادگویی منقبض می‌شود.

the elastomer expands dilatantly under tensile loading.

الاستومر تحت بار کششی به صورت گشادگویی منبسط می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید