diminutives

[ایالات متحده]/[ˈdɪmɪnɪtɪv(z)]/
[بریتانیا]/[ˈdɪmɪnɪtɪv(z)]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک کلمه که با افزودن یک پس‌افزون به کلمه دیگر تشکیل شده است تا کوچکی، علاقه یا آشنا بودن را بیان کند.
n., pl. کلماتی که کلمات کوچک هستند.

عبارات و ترکیب‌ها

using diminutives

استفاده از کلمات کوچک

love diminutives

علاقه به کلمات کوچک

diminutives add

کلمات کوچک اضافه می کنند

featuring diminutives

دربرگیرنده کلمات کوچک

diminutives create

کلمات کوچک ایجاد می کنند

avoiding diminutives

پرهیز از کلمات کوچک

diminutives express

کلمات کوچک بیان می کنند

diminutives often

کلمات کوچک اغلب

diminutives denote

کلمات کوچک نشان می دهند

diminutives convey

کلمات کوچک منتقل می کنند

جملات نمونه

i need a little help with this project.

من یک کمک کوچک برای این پروژه نیاز دارم.

can you pass me a small piece of paper?

می‌توانی یک قطعه کاغذ کوچک به من بدهی؟

he's a tiny bit nervous about the presentation.

او کمی نگران ارائه است.

she has a little dog named sparky.

او یک سگ کوچک به نام اسپارکی دارد.

let's just take a quick look at the results.

بیایید سریع به نتایج نگاهی بیزحمت بینیم.

i'd like a small coffee, please.

لطفاً یک قهوه کوچک برام بیاور.

it's a little chilly outside today.

این روز کمی سردتر از خارج است.

he's a little taller than his brother.

او کمی بلندتر از برادرش است.

she wore a pretty little dress to the party.

او یک کت‌پوشاک زیبای کوچک را به جشن حضور گذاشت.

i have a small favor to ask you.

من یک لطف کوچک از شما می‌خواهم.

it was a little difficult to understand.

درک آن کمی دشوار بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید