the child dirtyed his white shirt while playing in the mud.
کودک در حالی که در گِل بازی میکرد، پیراهن سفیدش را کثیف کرد.
she dirtyed the kitchen floor with her muddy boots.
او با چمچمهای گِلیاش زمین آشپزخانه را کثیف کرد.
the painter accidentally dirtyed the clean canvas.
نقاش به طور غلط کanvas تمیز را کثیف کرد.
rain dirtyed the windows of the old house.
باران پنجرههای خانه قدیمی را کثیف کرد.
the dog dirtyed the carpet with its dirty paws.
سگ با پایهای کثیفاش کف زمین را کثیف کرد.
he dirtyed his reputation by spreading lies.
او با پخش داستانهای دروغین، شهرت خود را کثیف کرد.
the factory dirtyed the river with chemical waste.
کارخانه با پسابهای شیمیایی، رودخانه را کثیف کرد.
the mechanic dirtyed his hands fixing the car engine.
تعمیرکار در هنگام تعمیر موتور ماشین، دستهایش را کثیف کرد.
tobacco smoke dirtyed the walls of the bar.
دود سیگار دیوارهای بار را کثیف کرد.
the workers dirtyed their uniforms with grease and oil.
کارگران با چربی و روغن، یونیفرمهایشان را کثیف کردند.
the wind dirtyed the pages of the old book.
باد صفحات کتاب قدیمی را کثیف کرد.
coffee dirtyed the white tablecloth.
قهوه پردهی میز سفید را کثیف کرد.
the child dirtyed his white shirt while playing in the mud.
کودک در حالی که در گِل بازی میکرد، پیراهن سفیدش را کثیف کرد.
she dirtyed the kitchen floor with her muddy boots.
او با چمچمهای گِلیاش زمین آشپزخانه را کثیف کرد.
the painter accidentally dirtyed the clean canvas.
نقاش به طور غلط کanvas تمیز را کثیف کرد.
rain dirtyed the windows of the old house.
باران پنجرههای خانه قدیمی را کثیف کرد.
the dog dirtyed the carpet with its dirty paws.
سگ با پایهای کثیفاش کف زمین را کثیف کرد.
he dirtyed his reputation by spreading lies.
او با پخش داستانهای دروغین، شهرت خود را کثیف کرد.
the factory dirtyed the river with chemical waste.
کارخانه با پسابهای شیمیایی، رودخانه را کثیف کرد.
the mechanic dirtyed his hands fixing the car engine.
تعمیرکار در هنگام تعمیر موتور ماشین، دستهایش را کثیف کرد.
tobacco smoke dirtyed the walls of the bar.
دود سیگار دیوارهای بار را کثیف کرد.
the workers dirtyed their uniforms with grease and oil.
کارگران با چربی و روغن، یونیفرمهایشان را کثیف کردند.
the wind dirtyed the pages of the old book.
باد صفحات کتاب قدیمی را کثیف کرد.
coffee dirtyed the white tablecloth.
قهوه پردهی میز سفید را کثیف کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید