dissembled

[ایالات متحده]/dɪˈsɛm.bəld/
[بریتانیا]/dɪˈsɛm.bəld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. وانمود کردن یا پنهان کردن احساسات یا نیت‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

dissembled truth

حقیقت پنهان شده

dissembled emotions

احساسات پنهان شده

dissembled identity

هویت پنهان شده

dissembled motives

انگیزه‌های پنهان شده

dissembled intentions

قصد و نیت پنهان شده

dissembled facts

حقایق پنهان شده

dissembled narrative

روایت پنهان شده

dissembled evidence

دلایل پنهان شده

dissembled statements

اظهارات پنهان شده

dissembled actions

اقدامات پنهان شده

جملات نمونه

he dissembled his true intentions during the negotiation.

او در طول مذاکرات، قصد اصلی خود را پنهان کرد.

the spy dissembled his identity to gather information.

جاسوس برای جمع‌آوری اطلاعات، هویت خود را پنهان کرد.

she dissembled her feelings to avoid conflict.

او برای جلوگیری از درگیری، احساسات خود را پنهان کرد.

they dissembled their excitement about the surprise party.

آنها هیجان خود را در مورد مهمانی غافلگیری پنهان کردند.

he was adept at dissembled charm to win over clients.

او در فریب دادن مشتریان با استفاده از جذابیت‌های ساختگی بسیار ماهر بود.

the politician dissembled his stance on the controversial issue.

سیاستمدار موضع خود را در مورد موضوع بحث‌برانگیز پنهان کرد.

she dissembled her knowledge to fit in with the group.

او برای هماهنگی با گروه، دانش خود را پنهان کرد.

he dissembled his past to make a fresh start.

او برای شروعی دوباره، گذشته خود را پنهان کرد.

they dissembled their concerns to maintain a positive atmosphere.

آنها برای حفظ فضایی مثبت، نگرانی‌های خود را پنهان کردند.

the actor dissembled his emotions during the performance.

بازیگر در طول اجرا، احساسات خود را پنهان کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید