dissociator

[ایالات متحده]/dɪˈsəʊsieɪtə/
[بریتانیا]/dɪˈsoʊsieɪtər/

ترجمه

n. دستگاه یا ابزاری که اجزا یا موادی را جدا یا تفکیک می‌کند؛ ماده یا عاملی که باعث تفکیک مولکول‌ها یا ترکیبات می‌شود؛

عبارات و ترکیب‌ها

chemical dissociator

جداساز شیمیایی

gas dissociator

جداساز گاز

thermal dissociator

جداساز حرارتی

ion dissociator

جداساز یونی

water dissociator

جداساز آب

dissociator unit

واحد جداساز

dissociator mechanism

مکانیزم جداساز

plasma dissociator

جداساز پلاسما

جملات نمونه

the laboratory uses a thermal dissociator to break down complex organic compounds into simpler molecules for analysis.

آزمایشگاه از یک جداکننده حرارتی برای تجزیه ترکیبات آلی پیچیده به مولکول‌های ساده‌تر جهت تجزیه و تحلیل استفاده می‌کند.

a plasma dissociator converts toxic gases into harmless substances through high-energy ionization processes.

یک جداکننده پلاسما گازهای سمی را از طریق فرآیندهای یونیزاسیون پرانرژی به مواد بی‌خطر تبدیل می‌کند.

the new catalytic dissociator efficiently separates hydrogen atoms from water molecules for clean energy production.

جداکننده کاتالیزوری جدید به طور کارآمد اتم‌های هیدروژن را از مولکول‌های آب برای تولید انرژی پاک جدا می‌کند.

scientists employed a molecular beam dissociator to study the fragmentation pathways of excited molecules.

محققان از یک جداکننده مولکول پرتو برای مطالعه مسیرهای تجزیه مولکول‌های برانگیخته استفاده کردند.

an ozone dissociator in the atmosphere protection system breaks down harmful ultraviolet-absorbing compounds.

یک جداکننده اوزون در سیستم حفاظت از اتمسفر ترکیبات مضر جذب کننده اشعه فرابنفش را تجزیه می‌کند.

the industrial gas dissociator produces pure oxygen streams from compressed air supplies.

جداکننده گاز صنعتی جریان‌های اکسیژن خالص را از منابع هوای فشرده تولید می‌کند.

researchers designed a microwave dissociator to generate reactive radicals for polymer synthesis.

محققان یک جداکننده مایکروویو برای تولید رادیکال‌های فعال برای سنتز پلیمر طراحی کردند.

the electron dissociator instrument measures bond dissociation energies with high precision.

دستگاه جداکننده الکترون انرژی‌های جدا شدن پیوند را با دقت بالا اندازه‌گیری می‌کند.

a discharge dissociator creates atomic nitrogen for semiconductor manufacturing processes.

یک جداکننده تخلیقی نیتروژن اتمی را برای فرآیندهای تولید نیمه‌هادی ایجاد می‌کند.

the electrochemical dissociator converts carbon dioxide into useful chemical feedstocks.

جداکننده الکتروشیمیایی دی‌اکسید کربن را به مواد اولیه شیمیایی مفید تبدیل می‌کند.

a supersonic jet dissociator enables investigation of gas-phase reaction dynamics.

یک جداکننده جت فراصوت امکان بررسی دینامیک واکنش‌های فاز گاز را فراهم می‌کند.

the vacuum ultraviolet dissociator initiates photochemical reactions in controlled environments.

جداکننده اشعه فرا بنفش خلاء واکنش‌های فوتوشیمیایی را در محیط‌های کنترل شده آغاز می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید