doc

[ایالات متحده]/dɔk/
[بریتانیا]/dɑk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اصطلاحی که برای اشاره به یک پزشک؛ سند؛ پرونده؛ وزارت بازرگانی (آمریکا)؛ دئوکسی کورتیکوسترون؛ استاندارد برای سازگاری اسناد؛ منطقه تولید قانونی؛ سطح منطقه تولید قانونی؛ بخش ارتباطات، کنترل خروجی دیجیتال استفاده می‌شود.
Word Forms
جمعdocs

عبارات و ترکیب‌ها

medical doc

سند پزشکی

word doc

سند ورد

جملات نمونه

I need to schedule an appointment with the doc.

من نیاز دارم یک قرار ملاقات با پزشک تنظیم کنم.

The doc prescribed some medication for my cough.

پزشک دارویی برای سرفه‌ام تجویز کرد.

The doc recommended getting more exercise.

پزشک توصیه کرد ورزش بیشتری انجام دهم.

I have a follow-up appointment with the doc next week.

من هفته آینده یک قرار ملاقات پیگیری با پزشک دارم.

The doc ordered some tests to be done.

پزشک دستور انجام برخی آزمایشات را داد.

I trust my doc's medical advice.

من به توصیه های پزشکی پزشک خود اعتماد دارم.

The doc's office is closed on weekends.

دفترچه پزشک در آخر هفته ها تعطیل است.

I have a good relationship with my doc.

من رابطه خوبی با پزشک خود دارم.

The doc specializes in cardiology.

پزشک در زمینه قلب و عروق تخصص دارد.

The doc is known for his expertise in the field.

پزشک به دلیل تخصص خود در این زمینه شناخته شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید