dominatingly

[ایالات متحده]/[ˈdɒmɪneɪtɪŋli]/
[بریتانیا]/[ˈdɒmɪneɪtɪŋli]/

ترجمه

adv. به روشی مسلطانه؛ با زور؛ به گونه‌ای که اقتدار یا کنترل را نشان می‌دهد؛ به روشی که دیگران را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد یا از آن‌ها پیشی می‌گیرد.

عبارات و ترکیب‌ها

dominatingly present

به شدت حاضر

dominatingly clear

به شدت واضح

dominatingly powerful

به شدت قدرتمند

dominatingly influenced

به شدت تحت تأثیر

dominatingly bright

به شدت روشن

dominatingly large

به شدت بزرگ

dominatingly visible

به شدت قابل مشاهده

dominatingly superior

به شدت برتر

dominatingly loud

به شدت بلند

dominatingly strategic

به شدت استراتژیک

جملات نمونه

the company's new product line is dominatingly successful in the market.

خط تولید جدید شرکت به طور چشمگیری در بازار موفق عمل می‌کند.

his personality was dominatingly assertive, often overshadowing others.

شخصیت او به شدت خودنما و اغلب بر دیگران سایه می‌افکند.

the blue color dominated the painting, dominatingly influencing the overall mood.

رنگ آبی بر نقاشی غلبه داشت و به طور چشمگیری بر حال و هوای کلی تأثیر می‌گذاشت.

the university's research program is dominatingly focused on renewable energy.

برنامه تحقیقاتی دانشگاه به طور چشمگیری بر انرژی‌های تجدیدپذیر متمرکز است.

the government's policies are dominatingly shaped by economic considerations.

سیاست‌های دولت به طور چشمگیری تحت تأثیر ملاحظات اقتصادی شکل می‌گیرند.

the team played a dominatingly strong game, securing a comfortable victory.

تیم یک بازی به شدت قوی انجام داد و به پیروزی آسانی دست یافت.

the evidence presented was dominatingly compelling, leaving no room for doubt.

شواهد ارائه شده به طور چشمگیری قانع‌کننده بودند و جای شک و شبه را باقی نمی‌گذاشتند.

the film's visual style was dominatingly minimalist, creating a stark atmosphere.

سبک بصری فیلم به طور چشمگیری مینیمالیستی بود و فضایی سرد و بی‌روح ایجاد می‌کرد.

the debate was dominated by one speaker, dominatingly controlling the conversation.

بحث توسط یک سخنران تحت سلطه قرار گرفت و او به طور چشمگیری کنترل بحث را در دست داشت.

the region's economy is dominatingly reliant on agriculture and tourism.

اقتصاد منطقه به طور چشمگیری به کشاورزی و گردشگری متکی است.

the algorithm's performance was dominatingly superior to all competitors.

عملکرد الگوریتم به طور چشمگیری برتر از همه رقبا بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید