doofuss move
حرکت احمقانه
doofuss idea
ایده احمقانه
doofuss mistake
اشتباه احمقانه
doofuss comment
نظری احمقانه
doofuss behavior
رفتار احمقانه
doofuss act
عمل احمقانه
doofuss joke
جک احمقانه
doofuss reaction
واکنش احمقانه
doofuss plan
برنامه احمقانه
don't be such a doofuss when making decisions.
وقتی تصمیم میگیرید، آدم احمقی نباشید.
he acted like a doofuss during the meeting.
او در طول جلسه مثل آدم احمقی رفتار کرد.
she called him a doofuss for forgetting her birthday.
او به خاطر فراموش کردن تولدش، او را آدم احمق خطاب کرد.
why are you being such a doofuss today?
چرا امروز آدم احمقی هستی؟
don't be a doofuss; just follow the instructions.
آدم احمقی نباش؛ فقط دستورالعملها را دنبال کن.
he joked that he was a doofuss when it comes to technology.
او شوخی کرد و گفت که در مورد فناوری آدم احمقی است.
being a doofuss can sometimes lead to funny situations.
گاهی اوقات آدم احمق بودن میتواند منجر به موقعیتهای خندهدار شود.
she felt like a doofuss after tripping over her own feet.
او بعد از اینکه روی پای خودش افتاد، احساس آدم احمقی کرد.
he was a doofuss for not studying for the exam.
او به خاطر نخواندن برای امتحان، آدم احمقی بود.
everyone makes mistakes; don't be too hard on yourself, doofuss.
همه اشتباه میکنند؛ زیاد به خودتان سخت نگیرید، آدم احمق.
doofuss move
حرکت احمقانه
doofuss idea
ایده احمقانه
doofuss mistake
اشتباه احمقانه
doofuss comment
نظری احمقانه
doofuss behavior
رفتار احمقانه
doofuss act
عمل احمقانه
doofuss joke
جک احمقانه
doofuss reaction
واکنش احمقانه
doofuss plan
برنامه احمقانه
don't be such a doofuss when making decisions.
وقتی تصمیم میگیرید، آدم احمقی نباشید.
he acted like a doofuss during the meeting.
او در طول جلسه مثل آدم احمقی رفتار کرد.
she called him a doofuss for forgetting her birthday.
او به خاطر فراموش کردن تولدش، او را آدم احمق خطاب کرد.
why are you being such a doofuss today?
چرا امروز آدم احمقی هستی؟
don't be a doofuss; just follow the instructions.
آدم احمقی نباش؛ فقط دستورالعملها را دنبال کن.
he joked that he was a doofuss when it comes to technology.
او شوخی کرد و گفت که در مورد فناوری آدم احمقی است.
being a doofuss can sometimes lead to funny situations.
گاهی اوقات آدم احمق بودن میتواند منجر به موقعیتهای خندهدار شود.
she felt like a doofuss after tripping over her own feet.
او بعد از اینکه روی پای خودش افتاد، احساس آدم احمقی کرد.
he was a doofuss for not studying for the exam.
او به خاطر نخواندن برای امتحان، آدم احمقی بود.
everyone makes mistakes; don't be too hard on yourself, doofuss.
همه اشتباه میکنند؛ زیاد به خودتان سخت نگیرید، آدم احمق.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید