double-dealing

[ایالات متحده]/[ˈdʌbəl ˈdiːlɪŋ]/
[بریتانیا]/[ˈdʌbəl ˈdiːlɪŋ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. رفتار فریبکارانه؛ روش‌های نادرست؛ عمل انجام دادن معاملات دوجریانی.
adj. با رفتار دوجریانی؛ فریبکارانه.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

double-dealing behavior

رفتار فریبکارانه

avoid double-dealing

از فریبکاری اجتناب کنید

double-dealing tactics

تاکتیک‌های فریبکارانه

exposed double-dealing

افشای فریبکاری

double-dealing scheme

طرح فریبکاری

suspect double-dealing

مشکوک به فریبکاری

double-dealing partner

همکار فریبکار

accused of double-dealing

متهم به فریبکاری

double-dealing politician

سیاستمدار فریبکار

double-dealing nature

طبع فریبکارانه

جملات نمونه

the politician's double-dealing with foreign powers was exposed by investigative journalists.

دستکاری‌های سیاسی او با قدرت‌های خارجی توسط روزنامه‌نگاران تحقیقی افشا شد.

we suspected his double-dealing after he promised both of us the same promotion.

ما پس از اینکه به هر دوی ما وعده ارتقای یکسان داد، به دستکاری او مشکوک شدیم.

the company's double-dealing in the merger negotiations damaged their reputation.

دستکاری شرکت در مذاکرات ادغام به شهرت آنها آسیب رساند.

his double-dealing with the rival team led to his expulsion from the league.

دستکاری او با تیم رقیب منجر به اخراج او از لیگ شد.

the lawyer warned the client about the dangers of double-dealing in business.

وکیل به مشتری در مورد خطرات دستکاری در تجارت هشدار داد.

the spy's double-dealing was a crucial part of the intelligence operation.

دستکاری جاسوس بخش مهمی از عملیات اطلاعاتی بود.

exposing his double-dealing was a risky but necessary course of action.

افشای دستکاری او یک اقدام خطرناک اما ضروری بود.

the evidence clearly pointed to his double-dealing and betrayal of trust.

شواهد به وضوح به دستکاری و خیانت او به اعتماد اشاره می‌کردند.

she accused him of double-dealing and manipulating the situation to his advantage.

او او را به دستکاری و دستکاری وضعیت به نفع خود متهم کرد.

the investigation revealed a complex web of double-dealing and corruption.

تحقیقات یک شبکه پیچیده از دستکاری و فساد را نشان داد.

his history of double-dealing made him an untrustworthy ally.

سابقه دستکاری او او را به یک متحد غیرقابل اعتماد تبدیل کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید