dowdier

[ایالات متحده]/ˈdaʊdiə/
[بریتانیا]/ˈdaʊdiər/

ترجمه

adj. کمتر جذاب، غیرمد روز، یا ظاهری کهنه

جملات نمونه

her outfit looked dowdier than usual at the party.

لباس او در مهمانی از همیشه نامرتب‌تر به نظر می‌رسید.

he prefers dowdier styles that are more comfortable.

او ترجیح می‌دهد از استایل‌های نامرتب‌تری استفاده کند که راحت‌تر هستند.

the dowdier decor of the old hotel felt nostalgic.

دکوراسیون نامرتب‌تر هتل قدیمی حس نوستالژیک بود.

she wore a dowdier dress to the casual gathering.

او یک لباس نامرتب‌تر در جمع دوستانه پوشید.

his dowdier appearance surprised everyone at the event.

ظاهر نامرتب‌تر او همه را در این رویداد غافلگیر کرد.

the dowdier furniture in the office needed an upgrade.

مبلمان نامرتب‌تر در دفتر نیاز به ارتقا داشت.

she felt dowdier than her friends in their trendy outfits.

او در مقایسه با دوستانش که لباس‌های مد داشتند، احساس می‌کرد نامرتب‌تر است.

his dowdier hairstyle didn't match the modern setting.

مدل موی نامرتب‌تر او با فضای مدرن همخوانی نداشت.

the movie featured a dowdier version of the classic tale.

فیلم اقتباسی نامرتب‌تر از داستان کلاسیک را نشان داد.

she decided to update her dowdier wardrobe for the new season.

او تصمیم گرفت کمد لباس نامرتب‌تر خود را برای فصل جدید به‌روز کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید