dreadlocked

[ایالات متحده]/ˈdrɛd.lɒkt/
[بریتانیا]/ˈdrɛd.lɑːkt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. موهای بلند که به صورت قفل شده آرایش شده‌اند

عبارات و ترکیب‌ها

dreadlocked hair

موهای گیس‌گرفت

dreadlocked style

سبک گیس‌گرفت

dreadlocked look

ظاهر گیس‌گرفت

dreadlocked friends

دوستان گیس‌گرفت

dreadlocked culture

فرهنگ گیس‌گرفت

dreadlocked community

جامعه گیس‌گرفت

dreadlocked fashion

مد گیس‌گرفت

dreadlocked artist

هنرمند گیس‌گرفت

dreadlocked lifestyle

سبک زندگی گیس‌گرفت

dreadlocked identity

هویت گیس‌گرفت

جملات نمونه

she decided to wear her hair dreadlocked for the festival.

او تصمیم گرفت موهای خود را برای جشنواره بافته شده نگه دارد.

his dreadlocked hairstyle made a bold statement.

مدل موی بافته شده او بیانیه‌ای جسورانه بود.

many dreadlocked individuals express their cultural identity through their hair.

بسیاری از افراد بافته مو، هویت فرهنگی خود را از طریق موهای خود بیان می‌کنند.

she spent hours maintaining her dreadlocked hair.

او ساعت‌ها برای نگهداری از موهای بافته شده خود وقت گذاشت.

his dreadlocked friends are part of a vibrant community.

دوستان بافته مویش بخشی از یک جامعه پر جنب و جوش هستند.

they showcased their dreadlocked styles at the hair expo.

آنها سبک‌های بافته موی خود را در نمایشگاه مو به نمایش گذاشتند.

she felt empowered with her new dreadlocked look.

او با ظاهر جدید بافته مویش احساس قدرت کرد.

dreadlocked hair requires special care and attention.

موهای بافته شده نیاز به مراقبت و توجه ویژه دارد.

he often receives compliments on his thick dreadlocked hair.

او اغلب به خاطر موهای بافته شده ضخیمش مورد تحسین قرار می‌گیرد.

she learned how to style her dreadlocked hair creatively.

او یاد گرفت که چگونه به طور خلاقانه موهای بافته شده خود را مدل کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید