earwig

[ایالات متحده]/'ɪəwɪg/
[بریتانیا]/'ɪrwɪɡ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جاسوس گوش
vt. به طور مخفیانه آزار دادن.
Word Forms
جمعearwigs
زمان گذشتهearwigged
صفت یا فعل حال استمراریearwigging

جملات نمونه

I heard an earwig in the garden last night.

من دیشب یک گوش‌خاره را در باغ شنیدم.

She had an earwig about the upcoming exam.

او در مورد امتحان آینده نگران بود.

He couldn't shake off the earwig that he might have left the stove on.

او نتوانست از این فکر خلاص شود که شاید اجاق گاز را روشن گذاشته باشد.

The earwig of failure constantly haunted him.

نگرانی شکست دائماً او را آزار می‌داد.

I need to get rid of this earwig that I forgot to lock the door.

من باید از شر این فکر خلاص شوم که در را قفل نکرده ام.

The earwig of doubt crept into her mind.

نگرانی در مورد تردید وارد ذهن او شد.

He couldn't focus on his work because of the earwig of uncertainty.

او نتوانست روی کار خود تمرکز کند به دلیل نگرانی در مورد عدم اطمینان.

She couldn't sleep because of the earwig of anxiety about the presentation.

او نتوانست بخوابد به دلیل نگرانی در مورد ارائه.

The earwig of jealousy gnawed at her heart.

حسادت قلب او را می‌خورد.

He couldn't enjoy the party due to the earwig of guilt for missing his friend's call.

او نتوانست از مهمانی لذت ببرد به دلیل احساس گناه به دلیل نادیده گرفتن تماس دوستش.

نمونه‌های واقعی

The Beetle received an invitation from the earwigs, and he visited their house.

خرسنگ دعوتنامه‌ای از گوش‌خاران دریافت کرد و به خانه‌ی آن‌ها سر زد.

منبع: 101 Children's English Stories

You is hearing only thumping loud noises with those little earwigs of yours.

شما فقط صدای کوبنده بلندی را با آن گوش‌خاران کوچک خود می‌شنوید.

منبع: Dream Blower Giant

Yes, Puppet, a little old man in a cave makes electricity from a earwig droppings.

بله، عروسک‌نما، یک پیرمرد کوچک در یک غار برق را از فضولات گوش‌خار تولید می‌کند.

منبع: The Growth History of a Little Princess

On the menu today, we have millipedes, beetles, ants, termites, caterpillars, earwigs, eggs from snakes, and tortoises.

در منوی امروز، ما هزارپایان، خرسنگ‌ها، مورچه‌ها، موریانه‌ها، حشرات غول‌خوار، گوش‌خارها، تخم‌مرغ‌های مار و لاک‌پشت داریم.

منبع: National Geographic (Children's Section)

But when the young earwigs tried to pull his mustache, he left the place searching for a manure pile.

اما وقتی گوش‌خارهای جوان سعی کردند ریش او را بکشند، او محل را رها کرد و به دنبال یک توده کود بود.

منبع: 101 Children's English Stories

And then I'd have a little earwig in my ear with take six's dialogue of Elliot and Beverly would slot into those pauses.

و سپس من یک گوش‌خار کوچک در گوشم داشتم و دیالوگ الیوت و بری‌ول از تیک‌سیکس در آن مکث‌ها قرار می‌گرفت.

منبع: Actor Dialogue (Bilingual Selection)

'A big fat earwig is very tasty, ' Grandma said, licking her lips.

''یک گوش‌خار چاق و بزرگ بسیار خوشمزه است،'' مادربزرگ گفت و لب‌هایش را لیسید.

منبع: Roddar

So you've got to bite the earwig first, chop chop, before it bites you.' George started edging towards the door.

بنابراین شما باید ابتدا گوش‌خار را گاز بزنید، chop chop، قبل از اینکه گاز بگیرد. '' جورج شروع به نزدیک شدن به در کرد.

منبع: Roddar

Yeah, even your sneaky little earwig.

بله، حتی گوش‌خار کوچک و حیله‌گر شما.

منبع: American TV series POI: Person of Interest Season 1

He led her to the kitchen garden where no one was likely to come, and this time Miss Wilkinson did not think of earwigs. He kissed her passionately.

او او را به باغچه آشپزخانه برد که بعید بود کسی آنجا بیاید و این بار خانم ویلسون به یاد گوش‌خارها نیفتاد. او با اشتیاق او را بوسید.

منبع: The Shackles of Life (Part One)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید