effeminates are weak
افرینگان ضعیف هستند
effeminates in society
افرینگان در جامعه
effeminates and masculinity
افرینگان و مردانگی
effeminates face criticism
افرینگان با انتقاد روبرو هستند
effeminates are marginalized
افرینگان حاشیه ای هستند
effeminates challenge norms
افرینگان هنجارها را به چالش می کشند
effeminates in media
افرینگان در رسانه ها
effeminates and identity
افرینگان و هویت
effeminates are misunderstood
افرینگان درک نمی شوند
effeminates and acceptance
افرینگان و پذیرش
some people believe that society effeminates men.
برخی افراد معتقدند که جامعه باعث زنانه شدن مردان میشود.
the media often effeminates male characters in films.
رسانه ها اغلب شخصیت های مردانه را در فیلم ها زنانه نشان می دهند.
he feels that the fashion industry effeminates men's clothing.
او احساس می کند که صنعت مد لباس مردانه را زنانه می کند.
critics argue that modern culture effeminates traditional masculinity.
منتقدان استدلال می کنند که فرهنگ مدرن مردانگی سنتی را زنانه می کند.
some argue that certain sports effeminates the athletes.
برخی استدلال می کنند که برخی از ورزش ها ورزشکاران را زنانه می کند.
he worries that the new trends effeminates young boys.
او نگران است که روند های جدید پسران جوان را زنانه می کند.
many believe that advertising effeminates the image of men.
بسیاری معتقدند که تبلیغات تصویر مردان را زنانه می کند.
some cultures effeminates gender roles in society.
برخی از فرهنگ ها نقش های جنسیتی را در جامعه زنانه می کنند.
the novel's portrayal of the hero effeminates traditional ideals.
تصویرسازی قهرمان در رمان، آرمان های سنتی را زنانه می کند.
he believes that education should not effeminates boys.
او معتقد است که آموزش نباید پسران را زنانه کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید