egests

[ایالات متحده]/ɪˈdʒɛsts/
[بریتانیا]/ɪˈdʒɛsts/

ترجمه

v. از بدن زباله تخلیه کردن

عبارات و ترکیب‌ها

body egests

بدن دفع می‌کند

quickly egests

به سرعت دفع می‌کند

easily egests

به راحتی دفع می‌کند

naturally egests

به طور طبیعی دفع می‌کند

efficiently egests

به طور موثر دفع می‌کند

organism egests

ارگانیسم دفع می‌کند

excess egests

اضافه دفع می‌کند

rapidly egests

به سرعت دفع می‌کند

animal egests

حیوان دفع می‌کند

toxin egests

سم دفع می‌کند

جملات نمونه

the body egests waste products after digestion.

بدن پس از گوارش، مواد زائد را دفع می‌کند.

some animals egest food they cannot digest.

برخی از حیوانات غذایی را که نمی‌توانند هضم کنند، دفع می‌کنند.

the process by which the organism egests toxins is crucial for its health.

فرایندی که در آن ارگانیسم سموم را دفع می‌کند برای سلامتی آن حیاتی است.

after eating, the turtle slowly egests the indigestible parts.

پس از خوردن، لاک‌پشت به آرامی اجزای هضم‌نشده را دفع می‌کند.

the study focused on how different species egest their waste.

این مطالعه بر نحوه دفع مواد زائد توسط گونه‌های مختلف تمرکز داشت.

in some cases, the fish egests sand along with its food.

در برخی موارد، ماهی شن را همراه با غذای خود دفع می‌کند.

understanding how the body egests materials can help in medical research.

درک نحوه دفع مواد توسط بدن می‌تواند به تحقیقات پزشکی کمک کند.

when animals egest, they often do so in specific locations.

هنگامی که حیوانات دفع می‌کنند، اغلب آن را در مکان‌های خاص انجام می‌دهند.

the digestive system efficiently egests unneeded substances.

سیستم گوارش به طور موثر مواد غیرضروری را دفع می‌کند.

some plants egest excess salts through their leaves.

برخی از گیاهان نمک اضافی را از طریق برگ‌های خود دفع می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید