embroils

[ایالات متحده]/ɪmˈbrɔɪlz/
[بریتانیا]/ɪmˈbrɔɪlz/

ترجمه

v. عمیقاً در یک درگیری یا مشکل درگیر کردن (کسی)

عبارات و ترکیب‌ها

embroils in conflict

درگیر در منازعه

embroils in scandal

درگیر در رسوایی

embroils in controversy

درگیر در جنجال

embroils in politics

درگیر در سیاست

embroils in drama

درگیر در درام

embroils in war

درگیر در جنگ

embroils in issues

درگیر در مسائل

embroils in affairs

درگیر در امور

embroils in disputes

درگیر در اختلافات

embroils in chaos

درگیر در هرج و مرج

جملات نمونه

the scandal embroils several high-profile politicians.

این رسوایی چندین سیاستمدار برجسته را درگیر می‌کند.

his actions embroils the entire team in controversy.

اقدامات او کل تیم را درگیر جنجال می‌کند.

the conflict embroils the community in a bitter dispute.

درگیری جامعه را در یک نزاع تلخ درگیر می‌کند.

she was embroils in a complicated legal battle.

او در یک نبرد قانونی پیچیده درگیر بود.

the story embroils the protagonist in a web of lies.

داستان قهرمان را در شبکه‌ای از دروغ‌ها درگیر می‌کند.

the investigation embroils many unexpected witnesses.

تحقیقات شاهدان غیرمنتظره زیادی را درگیر می‌کند.

his decision to speak out embroils him in further conflict.

تصمیم او برای صحبت کردن او را در درگیری بیشتر درگیر می‌کند.

the merger embroils the companies in financial difficulties.

ادغام شرکت‌ها را در مشکلات مالی درگیر می‌کند.

the film's plot embroils the characters in a thrilling adventure.

طرح فیلم شخصیت‌ها را در یک ماجراجویی هیجان انگیز درگیر می‌کند.

his past mistakes embroils him in a scandal.

اشتباهات گذشته او او را در یک رسوایی درگیر می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید