enlaced

[ایالات متحده]/ɪnˈleɪst/
[بریتانیا]/ɪnˈleɪst/

ترجمه

v. گذشته و گذشته‌ی نقلی enlace

عبارات و ترکیب‌ها

enlaced in beauty

در آمیختگی با زیبایی

enlaced with nature

در آمیختگی با طبیعت

enlaced in memories

در آمیختگی با خاطرات

enlaced by love

در آمیختگی با عشق

enlaced with joy

در آمیختگی با شادی

enlaced in dreams

در آمیختگی با رویاها

enlaced with fate

در آمیختگی با سرنوشت

enlaced in light

در آمیختگی با نور

enlaced with time

در آمیختگی با زمان

enlaced in silence

در آمیختگی با سکوت

جملات نمونه

the vines were enlaced around the trellis.

سرشاخه ها در هم تنیده و دور دار پیچیده بودند.

the two stories are enlaced to form a single narrative.

دو داستان در هم تنیده شده اند تا یک روایت واحد را شکل دهند.

the dancers' arms were enlaced during the performance.

در طول اجرا، دست‌های رقصندگان در هم تنیده شده بود.

her thoughts were enlaced with memories of the past.

افکار او با خاطرات گذشته در هم تنیده شده بود.

the roots of the trees were enlaced underground.

ریشه درختان زیر زمین در هم تنیده شده بود.

our lives are enlaced in ways we cannot see.

زندگی ما به روشی که نمی توانیم ببینیم، در هم تنیده شده است.

the necklace was beautifully enlaced with precious stones.

گردنبند به زیبایی با سنگ های قیمتی در هم تنیده شده بود.

they shared a bond that was deeply enlaced with trust.

آنها پیوندی داشتند که عمیقاً با اعتماد در هم تنیده شده بود.

the fabric was enlaced with intricate patterns.

پارچه با طرح های پیچیده در هم تنیده شده بود.

her fingers were enlaced with his as they walked.

در حالی که راه می رفتند، انگشتان او با انگشتان او در هم تنیده شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید