enounced

[ایالات متحده]/ɪˈnaʊnst/
[بریتانیا]/ɪˈnaʊnst/

ترجمه

v. به وضوح اعلام شده یا بیان شده؛ به طور واضح بیان شده یا تلفظ شده

عبارات و ترکیب‌ها

clearly enounced

به وضوح اعلام شده

properly enounced

به طور مناسب اعلام شده

frequently enounced

به طور مکرر اعلام شده

strongly enounced

به شدت اعلام شده

formally enounced

به طور رسمی اعلام شده

well enounced

به خوبی اعلام شده

vaguely enounced

به طور مبهم اعلام شده

explicitly enounced

به طور صریح اعلام شده

publicly enounced

به طور علنی اعلام شده

consistently enounced

به طور مداوم اعلام شده

جملات نمونه

the teacher enounced the rules clearly.

معلم قوانین را به وضوح اعلام کرد.

she enounced her opinion during the meeting.

او نظر خود را در طول جلسه اعلام کرد.

the author enounced the themes of the book.

نویسنده موضوعات کتاب را اعلام کرد.

the president enounced the new policy.

رئیس‌جمهور سیاست جدید را اعلام کرد.

they enounced their decision after much deliberation.

آنها تصمیم خود را پس از بحث و بررسی فراوان اعلام کردند.

the findings were enounced in the report.

نتایج در گزارش اعلام شدند.

he enounced the importance of teamwork.

او اهمیت کار گروهی را اعلام کرد.

the speaker enounced the main points effectively.

سخنرانی به طور موثر نکات اصلی را اعلام کرد.

the committee enounced their recommendations.

کمیته توصیه‌های خود را اعلام کرد.

she enounced her plans for the future.

او برنامه‌های خود را برای آینده اعلام کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید