envenom

[ایالات متحده]/ɪnˈvenəm/
[بریتانیا]/ɪnˈvɛnəm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. سمی کردن; مسموم کردن; سمی کردن; مسموم کردن
Word Forms
شکل سوم شخص مفردenvenoms
صفت یا فعل حال استمراریenvenoming
زمان گذشتهenvenomed
قسمت سوم فعلenvenomed

عبارات و ترکیب‌ها

envenom a wound

سم زدن به زخم

envenom the prey

سم زدن به طعمه

envenom the attacker

سم زدن به مهاجم

envenom the water

سم زدن به آب

envenom quickly

به سرعت سم زدن

envenom with venom

سم زدن با سم

envenom the environment

سم زدن به محیط

envenom a bite

سم زدن به یک گاز

envenom during attack

سم زدن در حین حمله

envenom a foe

سم زدن به دشمن

جملات نمونه

the snake can envenom its prey quickly.

مار می‌تواند طعمه خود را به سرعت زهکمی کند.

scientists study how certain animals envenom their victims.

دانشمندان مطالعه می‌کنند که چگونه برخی از حیوانات قربانیان خود را زهکمی می‌کنند.

he was careful not to envenom the wound further.

او مراقب بود تا زخم را بیشتر زهکمی نکند.

the spider's bite can envenom humans.

گزش عنکبوت می‌تواند انسان‌ها را زهکمی کند.

she learned how to envenom her enemies in the game.

او یاد گرفت که چگونه دشمنان خود را در بازی زهکمی کند.

some frogs can envenom their skin as a defense mechanism.

برخی از قورباغه‌ها می‌توانند پوست خود را به عنوان یک مکانیسم دفاعی زهکمی کنند.

they discovered how to envenom the bait for fishing.

آنها کشف کردند که چگونه طعمه را برای ماهیگیری زهکمی کنند.

the venom can envenom the bloodstream rapidly.

سم می‌تواند به سرعت جریان خون را زهکمی کند.

he was trained to envenom the enemy's water supply.

او برای زهکمی کردن منبع آب دشمن آموزش دیده بود.

some insects can envenom their attackers as a defense.

برخی از حشرات می‌توانند به عنوان دفاعی مهاجمان خود را زهکمی کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید