| شکل سوم شخص مفرد | envenoms |
| صفت یا فعل حال استمراری | envenoming |
| زمان گذشته | envenomed |
| قسمت سوم فعل | envenomed |
envenom a wound
سم زدن به زخم
envenom the prey
سم زدن به طعمه
envenom the attacker
سم زدن به مهاجم
envenom the water
سم زدن به آب
envenom quickly
به سرعت سم زدن
envenom with venom
سم زدن با سم
envenom the environment
سم زدن به محیط
envenom a bite
سم زدن به یک گاز
envenom during attack
سم زدن در حین حمله
envenom a foe
سم زدن به دشمن
the snake can envenom its prey quickly.
مار میتواند طعمه خود را به سرعت زهکمی کند.
scientists study how certain animals envenom their victims.
دانشمندان مطالعه میکنند که چگونه برخی از حیوانات قربانیان خود را زهکمی میکنند.
he was careful not to envenom the wound further.
او مراقب بود تا زخم را بیشتر زهکمی نکند.
the spider's bite can envenom humans.
گزش عنکبوت میتواند انسانها را زهکمی کند.
she learned how to envenom her enemies in the game.
او یاد گرفت که چگونه دشمنان خود را در بازی زهکمی کند.
some frogs can envenom their skin as a defense mechanism.
برخی از قورباغهها میتوانند پوست خود را به عنوان یک مکانیسم دفاعی زهکمی کنند.
they discovered how to envenom the bait for fishing.
آنها کشف کردند که چگونه طعمه را برای ماهیگیری زهکمی کنند.
the venom can envenom the bloodstream rapidly.
سم میتواند به سرعت جریان خون را زهکمی کند.
he was trained to envenom the enemy's water supply.
او برای زهکمی کردن منبع آب دشمن آموزش دیده بود.
some insects can envenom their attackers as a defense.
برخی از حشرات میتوانند به عنوان دفاعی مهاجمان خود را زهکمی کنند.
envenom a wound
سم زدن به زخم
envenom the prey
سم زدن به طعمه
envenom the attacker
سم زدن به مهاجم
envenom the water
سم زدن به آب
envenom quickly
به سرعت سم زدن
envenom with venom
سم زدن با سم
envenom the environment
سم زدن به محیط
envenom a bite
سم زدن به یک گاز
envenom during attack
سم زدن در حین حمله
envenom a foe
سم زدن به دشمن
the snake can envenom its prey quickly.
مار میتواند طعمه خود را به سرعت زهکمی کند.
scientists study how certain animals envenom their victims.
دانشمندان مطالعه میکنند که چگونه برخی از حیوانات قربانیان خود را زهکمی میکنند.
he was careful not to envenom the wound further.
او مراقب بود تا زخم را بیشتر زهکمی نکند.
the spider's bite can envenom humans.
گزش عنکبوت میتواند انسانها را زهکمی کند.
she learned how to envenom her enemies in the game.
او یاد گرفت که چگونه دشمنان خود را در بازی زهکمی کند.
some frogs can envenom their skin as a defense mechanism.
برخی از قورباغهها میتوانند پوست خود را به عنوان یک مکانیسم دفاعی زهکمی کنند.
they discovered how to envenom the bait for fishing.
آنها کشف کردند که چگونه طعمه را برای ماهیگیری زهکمی کنند.
the venom can envenom the bloodstream rapidly.
سم میتواند به سرعت جریان خون را زهکمی کند.
he was trained to envenom the enemy's water supply.
او برای زهکمی کردن منبع آب دشمن آموزش دیده بود.
some insects can envenom their attackers as a defense.
برخی از حشرات میتوانند به عنوان دفاعی مهاجمان خود را زهکمی کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید