erectness

[ایالات متحده]/[ɪˈrɛktnəs]/
[بریتانیا]/[ɪˈrɛktnəs]/

ترجمه

n. حالت بودن مستقیم؛ سختی؛ حالت بودن ایستاده، به ویژه در مورد penis؛ کیفیت بودن مستقیم و با احترام در رفتار.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

maintaining erectness

حفظ سختی

loss of erectness

کاهش سختی

erectness testing

آزمایش سختی

assessing erectness

ارزیابی سختی

erectness duration

مدت سختی

restoring erectness

بازگرداندن سختی

erectness improved

سختی بهبود یافت

lack of erectness

کمبود سختی

erectness declined

کاهش سختی

erectness confirmed

سختی تأیید شد

جملات نمونه

the soldier maintained perfect erectness despite the grueling march.

سرباز به طور کامل نمایانگری خود را حفظ کرد در حالی که در مسیر سختی تکیه داشت.

loss of erectness can be a sensitive issue for many men.

از دست دادن نمایانگری می‌تواند یک مسئله حساس برای بسیاری از مردان باشد.

he admired the erectness of the ancient redwood trees.

او نمایانگری درختان گیاچ درختان قدیمی را دوست داشت.

the flagpole’s erectness symbolized national pride.

نمایانگری پرچم‌پله نشانهٔ افتخار ملی بود.

maintaining good posture contributes to an air of erectness.

حفظ وضعیت درست به ایجاد یک نمایانگری می‌کمک می‌کند.

the dancer’s erectness and grace captivated the audience.

نمایانگری و زیبایی رقصنده جمهور را جذب کرد.

the architect emphasized the building’s visual erectness.

معمار بر نمایانگری بصری ساختمان تاکید کرد.

he struggled with a temporary loss of erectness.

او با یک از دست دادن موقتی نمایانگری مبارزه کرد.

the erectness of the mountain peak was awe-inspiring.

نمایانگری قله کوه به‌طور شگفت‌آور بود.

the statue’s erectness conveyed a sense of power.

نمایانگری اسکلت نشانه‌ای از قدرت بود.

she noticed a decline in his usual erectness.

او کاهشی در نمایانگری معمول او را متوجه شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید