evinced

[ایالات متحده]/ɪˈvɪnst/
[بریتانیا]/ɪˈvɪnst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به وضوح نشان دادن یا نمایش دادن

عبارات و ترکیب‌ها

evinced interest

نشان دادن علاقه

evinced emotion

نشان دادن احساسات

evinced concern

نشان دادن نگرانی

evinced enthusiasm

نشان دادن اشتیاق

evinced support

نشان دادن حمایت

evinced confidence

نشان دادن اعتماد به نفس

evinced clarity

نشان دادن وضوح

evinced talent

نشان دادن استعداد

evinced commitment

نشان دادن تعهد

evinced belief

نشان دادن اعتقاد

جملات نمونه

her enthusiasm for the project evinced her dedication.

اشتیاق او به پروژه، تعهد او را نشان داد.

the study evinced a significant correlation between diet and health.

مطالعه، همبستگی قابل توجهی بین رژیم غذایی و سلامتی را نشان داد.

his actions evinced a strong sense of responsibility.

اقدامات او، حس قوی مسئولیت پذیری را نشان داد.

the artist's work evinced a deep understanding of human emotions.

آثار هنرمند، درک عمیقی از احساسات انسانی را نشان داد.

her smile evinced a warmth that put everyone at ease.

لبخند او، گرمایی را نشان داد که باعث آرامش همه شد.

the report evinced several key trends in consumer behavior.

گزارش، چندین روند کلیدی در رفتار مصرف کننده را نشان داد.

his interest in the subject evinced a desire to learn more.

علاقه او به موضوع، تمایل به کسب اطلاعات بیشتر را نشان داد.

the findings evinced the need for further research.

یافته‌ها، نیاز به تحقیقات بیشتر را نشان داد.

her confidence evinced her capability to lead the team.

اعتماد به نفس او، توانایی او را برای رهبری تیم نشان داد.

the evidence evinced the suspect's involvement in the crime.

شواهد، دخالت مظنون در جرم را نشان داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید