exclamatory

[ایالات متحده]/ɪkˈsklæməˌtəri/
[بریتانیا]/ɛkˈsklæməˌtɔri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. ابراز احساسات قوی یا شگفتی; مشخصه با تعجب

عبارات و ترکیب‌ها

exclamatory sentence

جمله تعجب‌آمیز

exclamatory remark

نظری تعجب‌آمیز

exclamatory tone

لحن تعجب‌آمیز

exclamatory statement

بیانیه تعجب‌آمیز

exclamatory phrase

عبارت تعجب‌آمیز

exclamatory word

کلمه تعجب‌آمیز

exclamatory expression

عبارت تعجب‌آمیز

exclamatory clause

جمله شرطی تعجب‌آمیز

exclamatory interjection

تعجب‌آمیز

exclamatory punctuation

نشانه نگارشی تعجب‌آمیز

جملات نمونه

she let out an exclamatory gasp when she saw the surprise party.

وقتی مهمانی غافلگیری را دید، با حیرت و تعجب نفَسی کشید.

his exclamatory remarks made everyone laugh.

اظهارات او با لحنی شگفت‌زده کننده باعث خنده همه شد.

the teacher used an exclamatory tone to emphasize the importance of the lesson.

معلم از لحنی شگفت‌زده کننده برای تاکید بر اهمیت درس استفاده کرد.

she wrote an exclamatory note to express her excitement.

او یادداشتی با لحنی شگفت‌زده کننده برای بیان هیجان خود نوشت.

his exclamatory shout caught everyone's attention.

جیغ شگفت‌زده کننده او توجه همه را جلب کرد.

they responded with exclamatory joy upon hearing the good news.

با شنیدن این خبر خوب با شادی و حیرت پاسخ دادند.

the exclamatory statement highlighted the urgency of the situation.

این اظهار نظر با لحنی شگفت‌زده کننده اهمیت فوریه وضعیت را نشان داد.

her exclamatory expression showed how thrilled she was.

حالت چهره او با لحنی شگفت‌زده کننده نشان داد که چقدر هیجان‌زده است.

he made an exclamatory comment about the breathtaking view.

او با لحنی شگفت‌زده کننده درباره منظره خیره‌کننده نظری داد.

they exchanged exclamatory greetings at the reunion.

آنها در دیدار مجدد با لحنی شگفت‌زده کننده با یکدیگر خوش و بش کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید