working exhaustingly
بهسختی کار کردن
exhaustingly slow
بهطرز خستهکنندهای کند
talked exhaustingly
بهسختی صحبت کرد
exhaustingly long
بهطرز خستهکنندهای طولانی
performed exhaustingly
بهسختی انجام داد
feeling exhaustingly
احساس خستگی
running exhaustingly
بهسختی دوید
describing exhaustingly
بهسختی شرح داد
acting exhaustingly
بهسختی بازی کرد
repeated exhaustingly
بهسختی تکرار کرد
working exhaustingly
بهسختی کار کردن
exhaustingly slow
بهطرز خستهکنندهای کند
talked exhaustingly
بهسختی صحبت کرد
exhaustingly long
بهطرز خستهکنندهای طولانی
performed exhaustingly
بهسختی انجام داد
feeling exhaustingly
احساس خستگی
running exhaustingly
بهسختی دوید
describing exhaustingly
بهسختی شرح داد
acting exhaustingly
بهسختی بازی کرد
repeated exhaustingly
بهسختی تکرار کرد
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید