exserted

[ایالات متحده]/ɛkˈsɜːtɪd/
[بریتانیا]/ɛkˈsɜrtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چیزی را بیرون آوردن؛ چیزی را برآمده کردن (past participle of exsert)
adj. بیرون زده؛ برآمده

عبارات و ترکیب‌ها

exserted part

بخش بیرون‌زده

exserted root

ریشه بیرون‌زده

exserted leaf

برگ بیرون‌زده

exserted structure

ساختار بیرون‌زده

exserted feature

ویژگی بیرون‌زده

exserted flower

گل بیرون‌زده

exserted stem

ساقه بیرون‌زده

exserted angle

زاویه بیرون‌زده

exserted edge

لبه بیرون‌زده

exserted tip

نوک بیرون‌زده

جملات نمونه

the scientist exserted great effort in his research.

دانشمند تلاش فراواني در تحقیقات خود به کار بست.

she exserted her influence to help the community.

او نفوذ خود را برای کمک به جامعه به کار گرفت.

he exserted himself to finish the project on time.

او تمام تلاش خود را برای اتمام پروژه به موقع انجام داد.

the teacher exserted patience while explaining the lesson.

معلم در حين شرح درس صبر خود را حفظ کرد.

the athlete exserted maximum energy during the competition.

ورزشکار در طول مسابقه حداکثر انرژی خود را به کار برد.

they exserted control over the situation to avoid chaos.

آنها کنترل اوضاع را برای جلوگیری از هرج و مرج به دست گرفتند.

she exserted her skills to solve the complex problem.

او مهارت های خود را برای حل مشکل پیچیده به کار برد.

the manager exserted authority to enforce the new policy.

مدیر برای اجرای سیاست جدید از قدرت خود استفاده کرد.

he exserted his creativity in the design process.

او خلاقیت خود را در فرآیند طراحی به کار برد.

the organization exserted pressure to improve working conditions.

سازمان برای بهبود شرایط کاری فشار وارد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید