extort money
باجگیری پول
extort a confession
اجبار برای اعتراف
extort information
استخراج اطلاعات
extort compliance
اجبار برای رعایت
extort secrets
استخراج اسرار
extort favors
درخواست منت
extort silence
اجبار برای سکوت
attempts to extort money.
تلاش برای اخاذی پول
extort money from sb.
پول اخاذی از کسی کردن
to extort a promise from him
برای گرفتن قول از او اخاذی کردن
to extort money from someone
پول اخاذی از کسی کردن
he planted cannabis on him to extort a bribe.
او شاهدانه را روی او کاشت تا رشوه اخاذی کند.
The police used torture to extort a confession from him.
پلیس از شکنجه برای اخاذی اعتراف از او استفاده کرد.
He extorted a promise from me.
او قول را از من اخاذی کرد.
He extorted a meaning from the word.
او معنای آن را از کلمه اخاذی کرد.
The tax collector has been charged with extorting money from several shopkeepers.
جمعآوریکننده مالیات به اخاذی پول از چندین مغازهدار متهم شده است.
of devouringly extort surplus labor on the other hand, the means of its extort surplus labor is made than the Helot previously wait for means more the development that is helpful for productivity.
از طرفی، روشهای اخاذی نیروی کار اضافی وجود دارد که از هلویی که قبلاً منتظر بود بیشتر است و برای افزایش بهرهوری مفید است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید