extort

[ایالات متحده]/ɪkˈstɔːt/
[بریتانیا]/ɪkˈstɔːrt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. چیزی را با استفاده از زور، تهدید یا سایر وسایل ناعادلانه به دست آوردن.

عبارات و ترکیب‌ها

extort money

باج‌گیری پول

extort a confession

اجبار برای اعتراف

extort information

استخراج اطلاعات

extort compliance

اجبار برای رعایت

extort secrets

استخراج اسرار

extort favors

درخواست منت

extort silence

اجبار برای سکوت

جملات نمونه

attempts to extort money.

تلاش برای اخاذی پول

extort money from sb.

پول اخاذی از کسی کردن

to extort a promise from him

برای گرفتن قول از او اخاذی کردن

to extort money from someone

پول اخاذی از کسی کردن

he planted cannabis on him to extort a bribe.

او شاهدانه را روی او کاشت تا رشوه اخاذی کند.

The police used torture to extort a confession from him.

پلیس از شکنجه برای اخاذی اعتراف از او استفاده کرد.

He extorted a promise from me.

او قول را از من اخاذی کرد.

He extorted a meaning from the word.

او معنای آن را از کلمه اخاذی کرد.

The tax collector has been charged with extorting money from several shopkeepers.

جمع‌آوری‌کننده مالیات به اخاذی پول از چندین مغازه‌دار متهم شده است.

of devouringly extort surplus labor on the other hand, the means of its extort surplus labor is made than the Helot previously wait for means more the development that is helpful for productivity.

از طرفی، روش‌های اخاذی نیروی کار اضافی وجود دارد که از هلویی که قبلاً منتظر بود بیشتر است و برای افزایش بهره‌وری مفید است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید