The court refused to extradite political refugees.
دادگاه از تحویل سیاسی پناهندگان به درخواست خودداری کرد.
The English murderer was caught by the French police and extradited to Britain.
قاتل انگلیسی توسط پلیس فرانسه دستگیر و به بریتانیا تحویل داده شد.
The police extradited a prisoner from Florida back to New York.
پلیس یک زندانی را از فلوریدا به نیویورک تحویل داد.
The country agreed to extradite the suspect to face trial in the United States.
کشور با تحویل مظنون برای تحمل محاکمه در ایالات متحده موافقت کرد.
The fugitive was extradited back to his home country.
گریخته به کشور خود بازگردانده شد.
The government is seeking to extradite the suspect to face justice.
دولت به دنبال تحویل مظنون برای مواجهه با عدالت است.
The court ruled that the suspect should be extradited to the neighboring country.
دادگاه حکم کرد که مظنون باید به کشور همسایه تحویل داده شود.
The process of extraditing a suspect may involve legal challenges.
فرآیند تحویل مظنمی ممکن است شامل چالش های قانونی باشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید