extravasate

[ایالات متحده]/ˌɛkstrəˈvæseɪt/
[بریتانیا]/ˌɛkstrəˈvæseɪt/

ترجمه

vt. باعث شدن که از یک ظرف خارج شود
vi. خارج شدن
n. ترشح؛ ترشحی
v. باعث شدن که خارج شود؛ خارج شدن
Word Forms
زمان گذشتهextravasated
قسمت سوم فعلextravasated
شکل سوم شخص مفردextravasates
جمعextravasates
صفت یا فعل حال استمراریextravasating

عبارات و ترکیب‌ها

extravasate blood

نشت خون

extravasate fluid

نشت مایع

extravasate contrast

نشت کنتراست

extravasate medication

نشت دارو

extravasate tissue

نشت بافت

extravasate site

محل نشت

extravasate response

واکنش به نشت

extravasate event

حادثه نشت

extravasate risk

خطر نشت

extravasate treatment

درمان نشت

جملات نمونه

the medication may extravasate if not administered properly.

دارو ممکن است خارج شود اگر به درستی تجویز نشود.

extravasate fluid can lead to tissue damage.

خروج مایع می‌تواند منجر به آسیب بافت شود.

the nurse noticed the drug began to extravasate.

پرستار متوجه شد که دارو شروع به خارج شدن کرده است.

extravasate can cause swelling and pain at the injection site.

خروج می‌تواند باعث تورم و درد در محل تزریق شود.

they had to treat the extravasated area immediately.

آنها باید ناحیه خارج شده را فوراً درمان کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید